پنجم اسفند روز بزرگداشت خواجه‌نصیرالدین طوسی و روز مهندس را گرامی می داریم
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران معاونت فرهنگی، ابوجعفر نصیرالدین معروف به خواجه‌نصیرالدین طوسی پنجم اسفند که  به نام وی در این تاریخ ثبت شد، در سال 597 قمری در طوس به دنیا آمد، پس از حمله مغول به نزد اسماعیلیان در خراسان جنوبی رفت و خورشاه پادشاه اسماعیلیان پس از صلاح دید او تسلیم هلاکو شد. خواجه با تقرب به هلاکو توانست ایران را از خشونت مغول‌ها برهاند. وی رصدخانه مراغه را با گردآوری ریاضی‌دانان و منجمان تأسیس کرد. در این زمان وی بیش از 90 اثر به زبان‌های فارسی و عربی تألیف کرد که اخلاق ناصری سرآمد آنهاست. نصیرالدین طوسی احیاگر فلسفه و مبتکر روش فلسفی در کلام شیعه دانسته شده است. برخی از علمای بزرگ شیعه که شاگرد وی بود‌ه‌اند، عبارت‌اند از علامه حلی، ابن میثم بحرانی و قطب الدین شیرازی.
شواهد زیادی مبنی بر شیعه اثنی‌عشری بودن خواجه‌نصیرالدین طوسی در دست است؛ ازجمله او در اغلب‌ کتاب‌های کلامی خود همچون تجرید الاعتقاد، به‌ دوازده‌ امام‌ و وجوب‌ عصمت آنها اشاره کرده است. همچنین رساله‌های ویژه‌ای در این‌ باره‌ نگاشته‌ که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان رساله «الفرقة‌ الناجیة‌» و «رسالة‌ فی‌ حصر الحق‌ بمقالة‌ الامامیة‌» و نیز «الاثنی عشریة‌» و «رسالة فی الإمامة‌» را نام‌ برد. با این حال، در فهرست آثار خواجه‌نصیر، کتاب‌ها و رساله‌هایی منسوب به او وجود دارد که مطابق با تعالیم اسماعیلیان است.[نیازمند منبع] علمای شیعه اثنی‌عشری اغلب، اصل انتساب این آثار به خواجه را رد کرده‌اند، اما برخی محققان و اسلام‌شناسان غربی، معتقد به نوعی تحول مذهبی در خواجه در زمان حضور در میان اسماعیلیان هستند. برخی برپایه این آثار بر این باورند که او پس از پناه‌بردن به قلعه‌های اسماعیلیان موقتاً به مذهب آنها گرویده و پس از آن به مذهب شیعه اثنی‌عشری بازگشته است.
از جمله کتاب‌هایش در علم طب تنسوخ نامه یا جواهر نامه، اسلوب طبابت در زمان وی قرن‌ها راهنمای عالم طبابت شرق و غرب بوده است. گفته می‌شود تعریف هفتصد سال قبل خواجه در باب بهداشت جسمی و روانی تقریباً همان تعریفی است که امروزه سازمان بهداشت جهانی بیان می‌دارد. وی کتبی در ریاضیات به نام‌های جوامع الحساب، تحریر اقلیدس و شکل القطاع و در علم موسیقی کتبی به نام صحت نامه و کنز التحف دارد. وی مخترع نوعی فلوت به نام مهتاردودوک بوده است.
 در کتاب اخلاق ناصری شیخ نصیرالدین در باب معالجه امراض نفس، اصل را بر ازاله رذایل می‌داند و در باب روان‌شناسی شامل حسرت، غضب، بددلی، ترس و حزن سخن به میان آورده است. ابوالفرج، معروف به ابن العبری که سرآمد مسیحیان عصر خواجه است، در اثر اخلاقی خود، تحت تأثیر خواجه است و رساله نفس او، به منزله ترجمه عربی و اقتباس از اخلاق ناصری است. هر کس در ایران و هند و عثمانی خواسته نوشته ای در زمینه اخلاق ارائه دهد، ناگزیر از کتاب خواجه پیروی کرده است.
خواجه‌نصیرالدین طوسی را می‌توان از جمله مبتکران در نظریه اعتدال دانست. نظریه اعتدال یکی از نظریه‌های اخلاقی رایج نزد فیلسوفان مسلمان است. بر اساس این نظریه، همة فضایل اخلاقی در حد وسط قرار دارند و رذائل اخلاقی از افراط‌وتفریط پدید می‌آیند. باوجوداینکه فیلسوفان و علمای اخلاق اسلامی در طرح نظریه اعتدال متأثر از افلاطون و ارسطو بوده‌اند، ولی خود نیز صاحب ابتکارات و نوآوری‌های متعددی در این نظریه بوده‌اند. از جمله ابتکارات او در علم‌النفس، تقسیم‌بندی چهارگانه قوای نفس و تعیین «عدالت» به‌عنوان فضیلت وظیفه عقل عملی است. ابتکار مهم او در نظریه اعتدال، عرضه تقریر جدیدی از قاعده اعتدال و اضافه‌کردن معیار کیفیت به آن و تعریف مفهوم «ردایت» است. ابتکار مهم دیگر او، تعیین سه جنس عالی افراط، تفریط و ردائت برای رذائل است که با درنظرگرفتن سه قوة نفس، تعداد اجناس عالی رذائل به نُه جنس افزایش خواهد یافت. این ابتکارات خواجه‌نصیر توسط حکمای پس از او مورد تبعیت قرار گرفت.
خواجه در مسائلی مانند اثبات ذات اله و برخی صفات الهی مانند قدرت، به روش سایر متکلمان عمل ننموده و طریق ابن‌سینا را پیش گرفته است، چنان‌که در اثبات ذات از برهان امکان و وجوب استفاده می‌نماید. خواجه طوسی در مسئله علم الهی پیش از ایجاد رای ابن‌سینا که ارتسام صورت اشیاء در ذات است را نفی می‌نماید.
و خواجه در مرحله پس از ایجاد به علم حضوری در خداوند قایل می‌باشد. خواجه در مسئله اراده الهی همچون ابن‌سینا اراده را به علم الهی ارجاع می‌دهد، با این تفاوت که ابن‌سینا حب و عشق الهی را منشأ تخصیص اراده به امری می‌داند ولی خواجه علم به مصلحت را منشأ این تخصیص می‌داند.
وی در تفکر شیعه اثنی‌عشری اقدام به ارائه نظریه سیاسی منسجم در باب عدالت سیاسی نموده است و با پذیرش طبع مدنی و اختیار انسان‌ها، نقص ذاتی و تفاوت در استعداد و استحقاق انسان‌ها را بیان نموده و تلاش می‌کند که با وجود امام و فضائل او به این وضعیت در نظام سیاسی سامان دهد. شیخ نصیر در مبارزه با گفتمان زمانة خویش و در دفاع از گفتمان عدالت سیاسی شیعی، عقل و شرع، دین و سیاست را به هم پیوند داده و عدالت سیاسی را نتیجة عدالت سیاسی حاصل از عدل تشریعی الهی و قاعده لطف می‌داند. وی با هستی‌شناسی و انسان‌شناسی توحیدی معتقد است که در هر روزگاری فردی از میان انسان با تأیید الهی به فضائلی ممتاز می‌شود و به مقام امام یا رئیس اول مدینه منصوب می‌شود. دال مرکزی گفتمان عدالت سیاسی خواجه‌نصیر امام یا رئیس اول مدینه است که با جذب دال‌های شناور از حوزة گفتمان چگونگی نظام معنایی شیعی را تثبیت و هویت فردی و جمعی مردم را می‌سازد، بنابراین امام هم نتیجة عدل الهی و هم عامل جاری شدن آن در مدینة فاضله است.
 شیخ نصیر برای معطل نبودن امور مردم در غیبت امام معصوم معتقد است که حکما و فقها در یک فقیه جامع شرایط یا چند تن از فقهای جامع‌الشرایط برای برقراری عدالت شیعه قیام نموده و مردم باید از آن‌ها اطاعت کنند تا نظام آرمانی شیعه برپا گردد.
شیخ نصیرالدین  سرانجام در غروب دوشنبه هجدهم ذوالحجه 672 ق پس از 75 سال زندگی وفات یافت و در واپسین لحظه‌های عمر خویش و هنگامی‌که در بغداد بود، به شاگردانش سفارش می‌کند که او را در کاظمین و در جوار مرقد مطهر امام کاظم (ع) و حضرت جواد (ع) دفن کنند و جمله‌ای که مبنی بر بزرگ داشتن او باشد بر سنگ‌قبرش نوشته نشود. شاگردان او اصرار می‌کنند تا آیه یا حداقل بیتی از اشعارشان را روی سنگ مزارش بنویسند تا آیندگان صاحب قبر را بشناسند و خواجه نصیر می‌گوید: تنها اسم مرا روی سنگ بنویسد زیرا وقتی قبر من در جوار این دو امام است شایسته نیست جمله‌ای مبنی بر بزرگداشت من روی قبر نوشته شود. اگر هم خواستید چیزی بنویسید، این آیه از قرآن کریم باشد: و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید، سوره کهف، آیه ۱۷؛ مربوط به حکایت اصحاب کهف و سگ آنها است که در دم غار نشسته است
 
گردآوری:  محمد مسعود ایرجی
منابع: ویکی‌شیعه - کتاب شعر و شاعری، نوشته معظمه اقبالی، وزارت ارشاد 1370- رساله نظریه عدالت سیاسی در آرای خواجه‌نصیرالدین طوسی نوشته نصرالدین نانسی، احمد آذین، رساله نوآوری‌های سیاسی در نظریه اعتدال نوشته حسین اترک.

   1399/12/4 13:44     
  
تعداد بازدید :  25

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: