شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد
شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد

ولادت امام  و نامگذاري :
ولادت باسعادت حضرت امام جعفر صادق (ع) در روز دوشنبه هفدهم ماه ربيع الاول سنة هشتاد و سه واقع شده كه موافق است با روز ولادت حضرت رسول (ص). اسم مبارك آن حضرت جعفر بود و كنيت شريفش ابو عبدالله و القاب آن حضرت صابر و فاضل و طاهر و صادق بود و مشهورترين القاب آن جناب صادق است و در شمايل حضرت صادق (ع) گفته اند كه آن حضرت ميانه بالا و افروخته رو و سفيد بدن و كشيده بيني و موهاي او سياه و مجعد بود و بر خدّ (1) رويش خال سياهي بود.
والده ماجده آن حضرت نجيبة جليلة مكرمه فاطمه مسمّاه به امّ فروه بنت قاسم بن محمدبن ابي بكر است كه حضرت صادق (ع) در حق او فرمود: مادرم از جملة زناني بود كه ايمان آورد و تقوي و پرهيزكاري را اختيار كرد و احسان و نيكوكاري نمود و خدا دوست دارد نيكوكاران را.
در ذكر اولاد و احفاد(2) :
شيخ مفيد (ره) فرموده كه حضرت صادق (ع) را ده تن اولاد بود: اسمعيل و عبدالله و امّ فروه مادر اين سه نفر فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (ع) بوده و ديگر موسي (ع) و اسحق و محمد كه مادر ايشان امّ ولد بوده و عباس و علي واسماء و فاطمه كه هر يك از امّ ولدي بوده اند و اسمعيل از همه برادران بزرگتر بوده و حضرت صادق (ع) او را بسيار دوست مي داشت و شفقت و مهرباني بر او بسيار مي نمود.
خلق و خوي پيشواي ششم :    
حضرت صادق (ع) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجاياي اخلاقي سرآمد روزگار بود. ايشان دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود. دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود. با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصاً انجام مي داد، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته، در مزرعه خود کشاورزی مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم. ابن خلکان مي نويسد: امام صادق (ع) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است. از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود. مالک مي گويد : با حضرت صادق (ع) سفری به حج رفتم، چون شترش به محل احرام رسيد، امام صادق (ع) حالش تغيير کرد، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد، صدا در گلويش گير مي کرد. به او گفتم : ای پسر پيغمبر، ناچار بايد بگويی لبيک، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک .
تاريخ وفات :
حضرت در ماه شوال سنه يكصد و چهل و هشت به سبب انگور زهر آلوده كه منصور به آن حضرت خورانيده بود و در وقت شهادت از سن مباركش شصت و پنج سال گذشته بود به شهادت رسيد و در قبرستان معروف
بقيع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گرديد و در كتب معتبره معين نكرده اند كه كدام روز شوال بود به قولي دوشنبه نيمة رجب بوده و نقل شده از مشكوه الانوار كه داخل شده بر آن حضرت بعض اصحابش در مرض وفاتش ديد آن حضرت را چندان لاغر و باريك شده كه گويا هيچ از آن بزرگوار نمانده جز سر نازنينش پس آن مرد به گريه درآمد. حضرت فرمود براي چه گريه مي كني؟ گفت: گريه نكنم با آنكه شما را به اين حال مي بينم، فرمود: چنين مكن همانا مؤمن چنان است كه هر چه عارض او شود خير او است و اگر بريده شود اعضاي او براي او خير است و اگر مالك شود مشرق و مغرب را براي او خير است.

   

 

معجزه هايي از زندگی پيشوای ششم :     

سوء قصد نافرجام
شبی منصور عباسی، وزيرش را خواند و گفت: جعفر صادق را نزد من بياور تا او را بکشم. وزير می گويد: رفتم و امام صادق عليه السلام را در حال نماز ديدم. پس از پايان نماز، با حضرت نزد منصور آمديم. منصور به نوکرانش دستور داده بود هرگاه ديديد من کلاه از سر برداشتم، جعفر بن محمد را بکشيد. وقتی ما وارد شديم، منصور تا دم در به استقبال امام صادق (ع) آمد. سپس حضرت را در بالای مجلس نشاند و خود رو به روی ايشان، دست به سينه خم شد و گفت: ای پسر پيامبر! حاجت خود را از من بخواه. حضرت فرمود: «حاجت من اين است که از من دست برداری و مرا به اختيار خودم بگذاری که من به عبادت با خدايم بپردازم.» منصور گفت: خواست تو برآورده است. سپس حضرت برگشت و منصور در هراس عجيبی بود و سپس به خواب رفت. وقتی بيدار شد، پرسيدم: چه اتفاقی افتاد؟ گفت: وقتی جعفر صادق به خانه ام وارد شد، اژدهای بزرگی ديدم که دهان باز کرده بود و يک طرف دهانش بر پايين تخت و طرف ديگرش بر بالای آن بود و می گفت: اگر آزاری به او برسانی، تو را همراه تختت می بلعم.

استجابت نفرين
زمانی که منصور عباسی به حج رفت، کسی از امام صادق عليه السلام نزد وی بدگويي كرد. منصور، حضرت را خواست. امام به آن مرد گفت: آيا سوگند می خوری؟ گفت آری و به خدا سوگند خورد که آنچه گفته راست است. امام صادق عليه السلام به منصور فرمود: او بايد آن گونه که من می گويم، سوگند ياد کند. سپس فرمود بگو: اگر آنچه در مورد جعفر بن محمد صادق گفتم که چنين کاری انجام داد راست نباشد، از ذمه حول و قوّت خدا خارج شده ام و به حول و قوّت خود پناه برده ام. مرد از تکرار سوگند خودداری کرد، ولی سرانجام پذيرفت. هنوز سخنش تمام نشده بود که همان جا روح ناپاکش به دوزخ رفت.

ميوه دادن درخت خشکيده
گروهی نقل کرده اند در راه مکه همراه امام صادق عليه السلام بوديم و زير نخل خشکيده ای منزل کرديم. حضرت لب هايش حرکت می کرد و دعايي می خواند که ما متوجه نمی شديم. سپس امام به نخل توجه کرد و فرمود: «ای درخت! از آنچه خدا در تو نهاده است، بر ما اطعام کن.» سپس از دعای حضرت، نخل خشکيده، سبز و پرخرما شد. سپس حضرت ما را دعوت کرد و فرمود: «به نام خدا از آن بخوريد» و ما از خرمايي خورديم که در عمرمان مانند آن نخورده بوديم. آنجا عربی بود که گفت: اين سحر است. حضرت فرمود: «ما وارث پيامبران هستيم. دعا می کنيم و خدا دعای ما را مستجاب می کند. اگر بخواهی و دعا کنم، تو مسخ می شوی.» مرد عرب که به اعجاز امام باور نداشت با تمسخر گفت: آن را از خدا بخواه. حضرت دعا کرد و مرد عرب به سگ تبديل شد. پس چون با آن حال نزد خانواده اش رفت، او را زدند و از خود راندند. پس آن سگ به سوی حضرت برگشت، در حالی که اشک از چشمانش سرازير بود. حضرت هم بر او رحم آورد و دعا کرد و آن مرد به حال اول بازگشت.

زبان حال امام جعفر صادق (ع) :      
به تنـگ آمـد دلم از كينـة منصـور يا جدّا                    فلك بين با چه كس كرده مرا محشور يا جدّا
براي بردنـم آن شوم در آن شـام ظلمـاني                   نمـوده كافـري دور از خـدا مـأمـور يـا جـدّا
پيـاده پـابرهنـه پيـش اسب خود دوانيـدم                   بـه عـذر اينـكه مـأمـورم و معـذور يـا جـدّا
بسـان جوجـه لـرزيدند طفـلان من نـالان                  ز جـور كين دون در ان شـب ديجور يـا جدّا
به حال خود نمي­گريم ولي گريم برآن شاهي                كه شد با اهـل خود در كربلا محشـور يا جدّا   
سيماي علمي امام جعفر صادق (ع) :      
عصر امام صادق عليه السلام دوران شكوفايي علمي و  گسترش فرهنگ و انديشه اسلام و تفكر ديني از يك سو و مطرح شدن فرهنگ هاي ملل ديگر و اديان مختلف و ترجمة آثار گوناگون بود. امام با استفاده از شرايط حكومت متزلزل امويان و نوپايي خلفاي عباسي، اقدام به نشر علوم و احاديث كرد تا حدي كه به جهت گسترش مكتب شيعه در زمان آن امام، اين مذهب به نام «مذهب جعفري» مشهور شد.
در آن عصر، افراد بسياري از دور و نزديك، به مدينه مي آمدند و از جلسات عمومي و خصوصي آن حضرت بهره مي گرفتند؛ حديث مي شنيدند و يادداشت مي كردند. تعداد كساني را كه از او حديث نقل كرده اند چهار هزار نفر شمرده اند از جمله جابر بن حيان، محمد بن مسلم و .... . 
مدتي از عمر شريف آن حضرت نيز در عراق گذشت و از آن جا به نشر دانش مي پرداخت. بسياري از عالمان اهل سنت مانند ابوحنيفه نيز شاگرد آن حضرت بودند. در كتابهاي حديثي، ده ها هزار روايت در موضوعات فقهي، كلامي، تفسيري، اخلاقي و ... از آن حضرت نقل شده كه از گنجينه هاي ارزشمند معارف اهل بيت عليهم السلام به شمار مي روند.
چهره  علمي امام صادق عليه السام از وراي قرن هاي متمادي، همچنان تابان است. گرچه خلفاي عباسي، مي كوشيدند تا بُعد علمي آن حضرت را پنهان سازند و تاريخ نگاران وابسته به دربارها تلاش مي كردند با علم كردن ديگر چهره ها، شخصيت او را در انزوا و در مُحاق (3) قرار دهند، اما او همچنان مي تابيد و نور مي افشاند و محضر علمي اشان آن چنان پرجاذبه بود كه مردم از همه نقاط جهان براي بهره بردن از علوم بي پايان ايشان به سوي مدينه مي رفتند.
سخناني از امام جعفر صادق (ع) :      
-         چنان از خدا بترس كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند. (اصول كافي ، ج 3 ، ص 110)
-         عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است. دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است. (اصول كافي ، ج 3 ، ص 131)
-         هر مؤمني به بلائي گرفتار شود و صبر كند، اجر هزار شهيد براي اوست. (اصول كافي ، ج 3 ، ص 146)
-         عاقل ترين مردم خوش خلق ترين آنهاست. (اصول كافي ، ج 1 ، ص 27)
-         سه چيز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا. (اصول كافي ، ج 3 ، ص 192)
سفارش آن حضرت به نماز:             
روايت كرده اند كه چون هنگام وفات آن حضرت شد،‌ ديده هاي خود را گشود و فرمود : خويشان مرا جمع كنيد. چون همه جمع شدند، به سوي ايشان نظر كرد و فرمود: شفاعت ما نمي رسد به كسي كه نماز را سبك شمارد و اعتنا به شأن آن نكند.
 
(1)  رخسار
(2)  فرزندزادگان و نوادگان
(3)  پوشيده شده، احاطه شده


منبع : (حديث اهل بيت - منتهي الامال – بيتوته- حوزه- تبيان- پرسمان 121)

گردآوري و تنظيم : قدس


 

   1393/5/31 09:08     
  
تعداد بازدید :  276

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: