فیلمسازی هالیوود 3
فیلمسازان آمریکایی و مهدویت 3

فیلمسازان آمریکایی و مهدویت 3


غربیها قبل از انقلاب اسلامی ایران و ساخته شدن فیلم «نوسترآداموس» هم فعالیتهایی در این زمینه انجام داده بودند، منتها مسئله ی «مهدویت» پس از پیروزی انقلاب ایران برای اینها مطرح شد. این فیلم مربوط به سالهای 80 و 81 میلادی است. در فیلم هم ذکر می شود که در سال گذشته، ولی جهان در سال 81 با این فیلم آشنا شد. غربیها وقتی با انقلاب اسلامی روبرو شدند به تصریح خودشان غافلگیر شدند. رئیس سازمان سیا این نکته را صراحتاً گفته بود. از این جهت شما می بینید در فیلم با این مسئله خیلی خام برخورد می کنند.
این فیلم را «اورسون ولز» یهودی - که در جهان سینما فوق العاده معتبر بود ساخت و بنا به همین اعتبار، او را مفسر اشعار «نوسترآداموس» کردند و جایزه ی اسکار هم به او دادند. او خیلی ساده برخورد می کند، می گوید ششصد میلیون مسلمان در خاورمیانه با ثروت عظیمی جمع شده اند که برای صلح جهانی خطرناکند. از نظر آنها هر کس ارزش خود را بفهمد و ثروت داشته باشد، برای صلح جهانی خطرناک است. آنها برای این که امواج انقلاب اسلامی را تخریب کنند و تصویر و تفسیر بدی از آن ارائه بدهند، سراغ مسئله ی مهدویت آمدند، چون پی برده بودند که باید روی این نظریه کار بشود.
«هایزر» و همراهانش در اوج انقلاب اسلامی در سال 1357 به ایران آمده و قرار بود در 19 بهمن، مدرسه رفاه، مسجد دانشگاه تهران و فیضیه را که اکثر شخصیتها در آنجا بودند بزنند، اما امام با این استراتژی که «بگویید این حکم از من نیست»، توانست مسئله را مهار کند. بعد از انقلاب هم سراسیمه آن فیلم را ساختند و وقتی در جنگ، نقش محوری امام زمان (عج) مطرح شد و امام فرمودند«فرمانده اصلی جنگ امام زمان (عج) هستند»، مسئله برای غربیها بسیار فراتر رفت و کنفرانس فوق العاده کلاسیک و سطح بالای تل آویو را برگزار کردند.
من مجموعه گفتارهایی را که پیرامون امام زمان (عج) در این کنفرانس ارائه شده، در حد توان خود جمع آوری کرده و در کتاب تهاجم یا تفاوت فرهنگی آورده ام.
سپس، بازی کامپیوتری «یا مهدی» ساخته شد، مقالات مختلفی نوشته شد، فیلمهای مختلفی ساخته شد، منتها از دهه ی 90، سبک کار را عوض کردند. جالب این جاست که آنها متوجه شدند اگر امام زمان شیعیان را نفی کنند، به نحو دیگری اثباتش کرده اند؛ چون در جهان این نگرش وجود دارد که هر چیزی را غرب نفی کند، حتماً یک ارزشی دارد. افکار عمومی جهان این زیرکی را هم دارند و در عین حال که این کار انجام می شود به نحوی تبلیغ هم هست. لذا قضیه عوض شد و در دهه ی 90 در فیلمهایی مثل «صهیون» و «آرمگدون» یک بعد اثباتی برای آن طرف مطرح شد، به جای بعد تخریبی این طرف. در سال 1997 برای اینکه مسئله ی نوسترآداموس فراموش نشود، در این فیلم، به جای آن که زمان دقیقی مشخص کنند، صور فلکی را مطرح می کنند.
در همین سال «گاسپار واین برگر»، جنگ بعدی را نوشت و بخشی از آن را اختصاص داد به اینگونه در سال 99 شخصی در ایران به قدرت می رسد، به نام «محمد منتظری». که اسم او نام اصلی امام زمان (عج) است و منتظری هم از انتظار گرفته شده و هیچ ارتباطی با «شهید محمد منتظری» حزب جمهوری اسلامی ندارد. (در فیلم نوسترآداموس هم می گوید مردی که نام آخرین پیامبر را برخود دارد دوشنبه را برای تعطیل برخواهد گزید). او می گوید ایشان به قدرت می رسد و دانشمندان ناراضی هسته ای شوروی را فرا می خواند و می گوید من به شما دلار می دهم تا اسلحه بسازید، اینها می آیند اسلحه ای می سازند به اسم «ذوالفقار». کافی است شما سکانس اولیه فیلم The sold of Islam BBC, 1986 را ببینید که ذوالفقار می آید کره زمین را متلاشی می کند. در ابتدای هر چهار قسمت این فیلم، این صحنه تکراری می شود، که من در برنامه های تصویری دانشگاهی خود از آن استفاده می کنم. ذوالفقار آزمایش می شود و نتیجه مثبت است، وقتی نتیجه مثبت می شود، رئیس جمهور فرضی ایران به امریکا می گوید خلیج فارس را خالی کنید، آمریکا چون ارزیابی درستی ندارد، خالی می کند. نیروهای ایرانی به سمت سرزمینهای غربی می روند که صلیبی ذکر می کند.
قصه ی پرتی است مشخص هم بود که می خواهد قضیه نوسترآداموس را که 17، 18 سال از آن گذشته و فراموش شده بود، زنده کند. ممکن است شما بگویید: قصه ای نوشته شده است و وهم است، اما اینها سناریو می سازند و مبنای برخورد سیاسی خودشان را این سناریو خود ساخته قرار می دهند.
در 9 دسامبر 1998 ( 18 آذر 77) نیویورک تایمز، روزنامه مشهور آمریکایی، خبر می دهد که: «عده ای از دانشمندان انستیتو بیوتکنولوژی روسیه به خدمت ایران درآمده اند و عده ای دیگر در روسیه برای تولید سلاحهای میکروبی همکاری می کنند. فردی به نام مهدی رضایت، مشاور علمی رئیس جمهور ایران، یکی از فعالان ایرانی در این زمینه است». این در حالی است که آقای خاتمی مطلقاً مشاوری به اسم مهدی رضایت ندارد. جالب این است که این خبر را نیویورک تایمز می دهد( می خواهم بگویم پشت پرده، صهیونیسم همه چیز را به هم وصل می کند. ) بعد دولت امریکا به استناد خبر نیویورک تایمز بیانیه می دهد و از تلاشهای تسلیحاتی ایران، ابراز نگرانی می کند. اینها در این فضا این گونه کار می کنند.
ما در تهران به بچه هایی برخورد کرده ایم که با شنیدن «یا مهدی» و «الله اکبر» احساس نفرت به آنها دست می دهد چرا؟ چون خوب دارند جوانان ما را تربیت می کنند. آخر، غرب از امام زمان ما چه اطلاعی دارد که بازی کامپیوتری «یا مهدی» را می سازد!
شما در نیویورک بگوئید: «Persian Gulf inferno» ( جهنم خلیج فارس) را می خواهم، می گوید: « What do you mean?»، منظورت چیست؟ شما بفرمایید: بازی «یا مهدی» را می خواهم بازی در اختیارتان قرار می گیرد. ما از نظر روان شناسی می گوییم این بازی افراد را نسبت به امام زمان و لفظ «یا مهدی» شرطی می کند به گونه ای که تا اسم امام مهدی (عج) به گوششان می خورد حالت تنفر در آنها ایجاد می شود. از ای روست که می گوییم غرب دارد جوانان ما را تربیت می کند.
من در کتاب مباحث جدیدم گفته ام که الان تربیت دارد جای تهاجم را می گیرد و همه ی اینها بیانگر آگاهی از نقش محوری مهدویت در دویست سال گذشته، در تکوین حرکتهای اجتماعی و سیاسی در متن شیعه است. غرب هر جا پا گذاشته تأثیر اعتقاد به مهدویت را دیده که انقلاب اسلامی اوجش بود، لذا الان روی تخریب مفهوم مهدویت در جهان کار می کند، از یک طرف مهدویت ما را می کوبد، از طرف دیگر مهدویت تخیلی خودش را ترویج می دهد؛ ماتریکس را می سازد. جالب است بدانید که الان در استرالیا همزمان قسمت دوم و سوم ماتریکس را می سازند. سال آینده که به بازار خواهد آمد ببینید چقدر استعاره های صهیونیستی و مهدوی در آن نقش دارد. حتی حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس هم به نوعی با شیعه و اعتقادات شیعه در ارتباط است.
وقتی در ایّام عید قربان، روزنامه های ایران تصویر بسیار زیبایی را از مسجدالحرام در صفحه اول چاپ کردند، همزمان با انعکاس این عظمت اسلامی در مکه و مدینه، تلویزیون CNN فیلمی پخش کرد که در آن با آر. پی. جی مجسمه ی بودا را می زنند تا حرکتهای مسلمانان تحت الشعاع قرار گیرد.
امروزه مردم در هند «گوتمه» را طلب می کنند، زرتشتیها معتقدند دنیا دارد تمام می شود و زمان ظهور «سوشیانت» فرا می رسد، در یهود و مسیحیت هم این مسئله مطرح است و بدین ترتیب انگیزه ها و پتانسیل و پذیرش جهانی وجود دارد. لازم هم نیست که ما بگوییم شما بیاید جای مسیح، امام زمان ما را بشناسید، بلکه امام زمان (عج) را جوری مطرح کنید که مسیح زیر مجموعه اش بشود و بتواند به تمام نیازها پاسخ بدهد. اتفاقاً اگر بتوانید در اینترنت سایت بزنید و با جهان وارد مذاکره بشوید، مطالب زیادی از سوی جهانیان مطرح خواهد شد.
امیدوارم مسئولان ما هم اهمیت این قضیه را احساس کرده باشند و شما هم با صداقت و خلوص خاصی این سرمایه شیعیان را به جهانیان بشناسانید.
من به استناد صدها فیلم می توانم اثبات کنم که اینها روی آینده کار می کنند و اگر دارند کار می کنند یعنی مهم است. وقتی دارند «یا مهدی» را می سازند یعنی برایشان مهم است. دقیقاً ما باید معادل آن کار، کار ارزشی و اثباتی بکنیم. این نیاز به یک تیم تخصصی دارد، ولی مهم تر از تیم، جا افتادن ضرورت کار است که به نظر می رسد هنوز بسیاری از دست اندرکاران به اهمیت آن پی نبرده اند.
پی نوشت ها :
1. متن حاضر حاصل گفت وگویی است که در سال 1380 از سوی مجله موعود با آقای دکتر بلخاری صورت گرفته است.
2. anformatic.
3. Information.
4. New World Order.
5. Globolization.
6. Independence day.
7. Special effect.
8. CNN.
9. Matrix.
10.
ر. ک: به بحث «هویت انسان فردا» از نگارنده در دانشگاه تهران.
11. Zion.
12. «
در دسامبر 1984 م ( 1356 ش. ) در دانشکده ی تاریخ دانشگاه تل آویو با همکاری مؤسسه ی مطالعاتی شیلوهه- که یک مؤسسه مطالعاتی غیر انتفاعی است و متصل به صهیونیسم کنفرانسی با حضور 300 شیعه شناس درجه ی یک جهان برگزار شد و ظرف مدت 3 روز در آن 30 مقاله ارائه شد و به قول مارتین کرامر یکی از شیعه شناسان جهان که دبیر این کنفرانس بود، هدف اصلی از برپایی این کنفرانس، شناخت مفاهیم محوری در تمدن شیعه ی اثنی عشری و بعد بالطبع شناسایی انقلاب اسلامی سال 57 در کشور ایران بود. » تهاجم با تفاوت فرهنگی، حسن بلخاری، ص 93.
13. Futurism.
14. Scientific.
15. Goast.
16. Next war.

منبع :پیشگویی ها و آخر الزّمان(جلد 1و2)، (1385)، تهران: نشر موعود عصر(عج)، چاپ دوم1387.

:  afsarjavan.ir    1392/10/25 11:06     
  
تعداد بازدید :  339

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: