فرهنگ بسیجی فرهنگ جهاد

مقام معظم رهبری درباره فرهنگ بسیجی و ارتباط آن با مشکلات کشور فرموده اند:«فرهنگ بسیجی است که می تواند بر همه ی تحولات این کشور فایق بیاید و حرکت این کشور را تضمین کند» و در بیانی دیگر خاستگاه این فرهنگ را چنین تبیین کردند:« فرهنگ بسیجی... نشأت گرفته از روحیه ی ایمان و ایثار توأم با تلاش انقلابی عزیزان بسیجی می باشد».
اما دقیق ترین تعریف از فرهنگ بسیجی را در دیدار دانشجویان بسیجی در پنجم خردادماه سال 1384بیان داشته و فرهنگ بسیجی را در چند محور ترسیم نمودند.
بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم پیشرو بودن در همه ی عرصه های اساسی زندگی. درست است که بعضی ها اصرار دارند بسیجی را در محیط دانشگاه و بیرون دانشگاه بد معنا کنند؛ اما از کسانی که حرف های بوق های تبلیغاتی دشمنان این ملت را تکرار می کنند، انتظار زیادی نیست. مسأله این است که خود ما بفهمیم بسیجی یعنی چه.
بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش های حیاتی و اساسی. میدان ها و چالش های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است. آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می گیرد، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه دار یک ملت اهانت می شود و آن را تحقیر می کنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که نسل برگزیده ی یک ملت احساس می کنند از غافله ی دانش عقب مانده اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که احساس بشود پایه های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که جبهه های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملت ها با ابزارهای فوق مدرن می آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است.
همه ی این ها انسان هایی را می طلبد که نیاز را احساس کنند؛ آدم های گیج و غافل و سرگرم نیازهای حقیر اصلاً این نیازها را احساس نمی کنند. آن روزی هم که مرزهای ما به وسیله ی هزاران چکمه پوش نظامی تهدید می شد، در کشور ما کسانی بودند که اگر به آنها گفته می شد خاک و وطن و ملت و حیثیت و غیرت ما را دارند لگدکوب می کنند، تو هم بیا کاری بکن، می گفت برو بابا، دلت خوش است! حواس اش به این نیاز نبود و حس نمی کرد که چنین نیازی وجود دارد. پس اول، احساس نیاز است.
بعد از احساس نیاز، آمادگی است. همه آماده نیستند از راحتی و حضور پای بخاری گرم در زمستان یا کولر خنک در تابستان صرف نظر کنند؛ همه حاضر نیستند برای خودشان دشمن بتراشند؛ همه حاضر نیستند در یک راه دشوار عرق بریزند و سنگلاخ ها را بنوردند؛ انسانی با همت و با اراده می خواهد. پس عزم و اراده ی کار کردن و گذشت از راحتی و آسایش هم یک شرط است.
شرط دیگر این است که در مقابل این حرکت و کار، از کسی مزد نخواهد. مزد، مربوط به جایی است که کسی از بیرون به ما انگیزه می دهد این کار را بکن، این پول را بگیر وقتی ما از درون و عمق جان و از عشقمان انگیزه می گیریم، از چه کسی می خواهیم مزد بگیریم؟ مزد دادن، تحقیر ماست؛ تحقیر انسانی است که از درون دارد می جوشد.
اینها خصوصیات یک انسان بسیجی است؛ فرهنگ بسیج یعنی این. هیچ ملت باشرفی از وجود مجموعه ی بسیجی در درون خود بی نیاز نیست.
یک مجموعه ی بسیجی علاوه ی بر همه ی اینها، باید توان هم داشته باشد. درست است که بسیج ما در دوران جنگ و بعد از جنگ، پیرمردهای هفتاد ساله هم داشت؛ اما توان، نشاط و قدرتِ نوردیدن این راه های دشوار، غالباً مخصوص جوانان است. بنابراین مجموعه ی بسیجی، یک مجموعه ی جوان و یک چهره ی جوانی است.
این میدان ها، میدان فکر و دانایی و تولید علم است؛ میدان چالش های گوناگون برای جبران عقب ماندگی علمی است. یک نفر می آید فکر و شبهه و پیشنهاد فکری یی را در میان می گذارد؛ اگر بخواهیم درست انتخاب کنیم، باید بتوانیم آن را بشناسیم، بفهمیم، تجزیه و تحلیل کنیم و نقاط و بخش های غلط آن را کنار بزنیم؛ و اگر بخش درستی دارد، آن را بگیریم و با بخش های درستِ خودمان در هم بیامیزیم و مخلوق خودمان را ارائه دهیم. اگر هم عنصر درستی ندارد، همه اش را توی زباله دانی بریزیم.
فرهنگ بسیجی... نشأت گرفته از روحیه ی ایمان و ایثار توأم با تلاش انقلابی عزیزان بسیجی می باشد.
فرهنگ بسیجی است که می تواند بر همه ی تحولات این کشور فایق بیاید و حرکت این کشور را تضمین کند.
بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم پیشرو بودن در همه ی عرصه های اساسی زندگی
هیچ ملت باشرفی از وجود مجموعه ی بسیجی در درون خود بی نیاز نیست.
فرهنگ بسیجی در معنای حقیقی و کامل آن، فرهنگی است فطری و انسانی و به همین دلیل فرهنگی است عقلی و دینی، فرهنگی عاری از تعصب، جزمیت، انحصار، گروه گرایی، خاص اندیشی، رهبانیت، تعبد بدون عقل و مهم تر از همه فرهنگی است اسلامی و جهت گیری آن به سوی فطرت، حنیفیت، توحید، تعقل، حماسه، شهادت و ایثار، عدالت خواهی، سعادت طلبی، کمال جویی و در نهایت خداخواهی و طلب جانان است.
بر همین اساس بسیجی در بند اغیار نمی گنجد، دل او خانه یار و شیفته جانان است و لاغیر و لذا عاشق است بر همه عالم که همه عالم از اوست و همه را به چشم برادر و هم نوع می بیند. بسیجی " ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است". رنگ بسیجی ، رنگ و صبغه انسان در مردم است . همه برای او انسان هستند و همه با هم برابر و در عین حال برادر.
خبر: مسعود ایرجی 

   1398/9/5 11:03     
  
تعداد بازدید :  44

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: