قسمت اول گفت‌وگوی باواسطه و مشروح با عثمان طه استادی که قرآن را با خطش می‌خوانیم
به گزارش روابط عمومی معاونت اجتماعی فرهنگی به نقل از خبرگزاری فارس، «عثمان طه» نامی است که شاید در اولین مواجهه با آن به نظر آشنا برسد و کمتر کسی باشد که انس حداقلی با قرآن داشته باشد و نام «عثمان طه» را نشنیده باشد. اما آشنایی با عثمان‌طه محدود به قرآنی است که با خط وی کتابت شده و این تقریباً همه اطلاعاتی است که بسیاری از مردم از صاحب خطی داریم که آن را زیاد می‌بینیم.
شیخ «عثمان حسین طه» معروف به «عثمان طه» کاتب معروف قرآن کریم است که قرآن کتابت شده توسط وی چند دهه است که در کشورمان چاپ می‌شود و بی‌تردید بیشترین چاپ قرآن در سال‌های اخیر با خط این کاتب قرآن کریم است.
شیخ عثمان طه اهل کشور سوریه است اما چند سالی است که در مدینه ساکن است و در آنجا هم چند بار کل قرآن را با قرائات مختلف کتابت کرده است. البته به دلیل اقامت وی در مدینه بسیاری گمان می‌کنند که وی اهل عربستان است اما همان‌طور که بیان شد شیخ عثمان‌طه اهل سوریه است.
استاد مهدی دغاغله از جمله کسانی است که دوبار به دیدار شیخ عثمان طه رفته که برای اطلاع از صحبت‌های استاد دغاغله و عثمان طه با وی به گفت‌وگو نشستیم.
استاد دغاغله در گفت‌وگو با فارس به تشریح دیدارش با شیخ عثمان طه پرداخت و در این خصوص گفت: من دوبار به طور مفصل با شیخ عثمان طه دیدار کردم که یک بار به همراه اعضای گروه تواشیح خوزستان و یک بار به همراه استاد شاه ‌میوه اصفهانی به دیدار استاد رفتیم.
در ادامه استاد دغاغله به روایت دیدار اولش با شیخ عثمان طه پرداخت.

آشنایی شیخ با زبان فارسی
در سفر حج چندسال قبل و هنگام حضور در مدینه تصمیم گرفتیم دیداری با شیخ عثمان طه داشته باشیم. موضوع را با یکی از دوستان مطرح کردیم تا هماهنگی لازم را جهت حضور ما در منزل شیخ انجام دهد.
شیخ در مدینه در آپارتمانی در طبقه پنجم زندگی می‌کند، درب را خودش شخصاً باز کرد، چند سال قبل او را دیده بودم تغییر چندانی نکرده بود.
با تبسم و به زبان فارسی گفت : خیلی خوش آمدید!!
با خود فکر کردم همین یک جمله را از فارسی یاد گرفته است اما ادامه داد:
گفت: حال شما خوب است؟
گفتم: خیلی ممنون شما خوبید؟
الحمدلله زندگی می‌گذرد!!
گفتم: استاد من سرما خوردم، ببخشید که از نزدیک با شما مصافحه نمی‌کنم.
گفت: شما داروی سرما خوردگی هم مصرف می‌کنید؟
بله
اگر دارو مصرف نکنید هفت روز تمام طول می‌کشد تا خوب شوید اما حالا که دارو مصرف می‌کنید فقط یک هفته طول می‌کشد!! از اینجا معلوم شد فردی شوخ طبع و باهوش است.
دور تا دور اتاق نشیمن و شاید تمام خانه مزین به تابلوهای خطی زیبا بود که همه آیات قرآن، احادیث و حکمت‌های بزرگان بود.
 
لهجه شیرینی داشت و بعضی از افعال را جابجا می‌گفت. گفتم ما به زبان عربی و به لهجه سوری هم مسلط هستیم شما آنگونه که راحت هستید صحبت کنید ما مشکلی نداریم. سپس با زبان عربی با وی صحبت کردیم، شیخ خوشحال شد و گفت الحمدلله که ارتباط با شما آسان‌تر شد. سپس ادامه داد: آیا همه ایرانی‌ها به این راحتی عربی صحبت می‌کنند یا فقط قاریان قرآن و گروه‌های تواشیح با زبان عربی آشنا هستند؟
به خط نستعلیق علاقه دارم و با کمک استاد امیرخانی با زبان فارسی آشنا شدم
گفتم: خیلی از ایرانی‌ها به زبان عربی مسلط هستند، اما شما بگوئید فارسی را کجا یاد گرفتید؟
گفت: من به خط نستعلیق فارسی علاقه زیادی دارم و هنگام تمرین کردن بر نوشته‌های فارسی لازم می‌شود که معنای کلمات را بفهمم وگرنه هیچ لذتی نمی‌برم. دیگر اینکه استاد امیرخانی دوست بنده است و من از ایشان و بعضی از دوستان ضرب‌المثلهای فارسی زیادی را یاد گرفتم.
حتماً از گسترش فعالیت‌های قرآنی و جایگاه خط در ایران مطلع هستید و اینکه قبلاً برادر شما (على طه) به ایران آمده بود و مصحفی با خط خود به رهبر انقلاب هدیه کرده بودند آیا نیامدن شما تاکنون به ایران دلیل خاصی داشته است؟
شاید چون برادرم (علی) است و من (عثمان) !!! سپس بلافاصله خندید و گفت: شوخی کردم سپس ادامه داد: گمان کنم علاقه من به ایران و ایرانیان و زبان فارسی، نیازی به توضیح نداشته باشد فارسی سخن گفتنم دلیل واضحی است. من غیر از زبان عربی با دو زبان فارسی و تا حدودی ترکی آشنا هستم و دلیل آن زیبائی خط این دو است و فکر کنم تا آخر عمر با زبان اردو آشنا نخواهم شد چون خط آن‌ها از نظر من زشت است.
سپس به زبان فارسی عبارت‌های زیر را گفت: لفظ لفظ عرب است، لفظ فارسی شکر است، لفظ ترکی هنر است.
بسیاری فکر می‌کنند عثمان طه سال‌ها قبل فوت کرده
مدت زیادی است که نام شما ملازم قرآن بوده، شما از چه سنی شروع به کتابت قرآن کردید؟ 
بله، می‌دانم که خیلی از مردم فکر می‌کنند عثمان طه چندین سال است که مرده است و در این خصوص خاطره‌ای به ذهنم رسید.
روزی یک نفر در فرودگاه مرا دید و مشتاقانه احوال‌پرسی کرد. سپس یکی از دوستانش را دید و او را صدا کرد و گفت: معرفی می‌کنم، ایشان استاد عثمان طه نویسنده قرآن است. دوستش گفت: شوخی می‌کنی، عثمان طه دویست سال است که مرده است!!
اولین قرآن را در سن ۳۰ سالگی نوشتم و انگیزه‌ای جز علاقه و خدمت به ساحت قرآن نداشتم و اصلاً پیش‌بینی نمی‌کردم که چنین استقبالی از آن شود و چنین جایگاهی پیدا کند مدتی بعد مرحوم حافظ اسد مرا طلبید و از من قدردانی کرد. من هم یک قرآن نوشتم و به ایشان هدیه کردم.
خاطره دیگری تعریف کنم: قبل از اینکه کشور عربستان از من بخواهد که به اینجا بیایم، قرآنی نوشته بودم و یکی از دوستانم با اصرار، اصل قرآن را از من گرفت و بدون اذن از من، آن را به کشور عربستان با قیمت سه میلیون ریال سعودی فروخت و در چاپخانه آن‌ها بدون درج اسم من به عنوان خطاط، به چاپ رسید من بعد از اینکه قرآن را دیدم بسیار ناراحت شدم و نامه‌ای به ملک فهد نوشتم و مسأله قرآن را توضیح دادم و ذکر کردم که مسلم‌ترین حقم بنده این است که حداقل اسمم در قرآن به عنوان خطاط چاپ شود و بعد از مدتی متوجه شدم که نامه من واقعاً به دست وی رسیده بود و ملک فهد هم دستور داد که جلوی توزیع گرفته شود و قرآن مجدداً با ذکر اسم خطاط چاپ شود.
آیا شما برای نوشتن قرآن الگوی خاصی داشتید؟
بله، من رسم الخط عثمانی را از روی یک قرآن قدیم مصری که در زمان ملک فاروق نوشته شده بود، نوشتم. اما اینکه آخر آیه در آخر صفحه نوشته می‌شود، این را از یک قرآن ترکی یاد گرفتم.
ابعاد قرآنی که می‌نویسید، به اندازه همین ابعاد قرآن چاپ شده است؟
خیر، من قرآن را در ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ سانتی‌متر می‌نویسم، سپس هنگام چاپ کوچک می‌شود و دلیل آن هم واضح است. شما اگر نوشته‌ای را ریز بنویسید، وقتی آن را بزرگ کنید عیب‌های زیادی در آن مشاهده می‌کنید اما اگر آن را بزرگ بنویسید سپس کوچکش کنید، دقت کار بسیار بالا می‌رود. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم ولی تاکنون پیش نیامده است که بعد از تمام کردن صفحه‌ای کسی بتواند کوچک‌ترین اشکال از آن بگیرد.
برای نوشتن یک قرآن به چه مدتی از زمان نیازمندید؟
حدود دو سال و نیم بطول می‌انجامد و من نهایت دقت را در نوشتن، مد نظر قرار می‌دهم و همواره با حوصله و اشتیاق می‌نویسم و در نوشتن هیچگاه عجله نمی‌کنم.
شما برای نوشتن از قلم و کاغذ خاصی استفاده می‌کنید؟
بله، از بهترین نوع کاغذ روسی استفاده می‌کنم و با قلم فلزی مخصوص می‌نویسم.
نسخه‌های قرآن کریم که هم اکنون در مسجد النبی (ص) وجود دارد با خط معروف و متداول شما کمی فرق دارد، این قرآن جدید است؟
بله، این قرآن را اخیراً تمام کردم و به چاپ رسید و از نظر من نسبت به قرآن قدیم از دقت بالاتری برخوردار است و به نظرم حرفه‌ای‌تر است و از حیث قواعد خط اندکی فرق دارد. البته بعد از انتشار این قرآن، اعتراضات حفاظ قرآن برانگیخته شد مبنی بر اینکه این خط با قبلی فرق دارد و ما را به اشتباه می‌اندازد. من هم گفتم قرآن قبلی برای شما، حفاظ جدید از قرآن جدید حفظ کنند.
 شما بجز روایت حفص از عاصم، روایت‌های دیگر را هم نوشتید؟
بله، من روایت قالون از نافع و روایت ورش از نافع را برای کشورهای شمال آفریقا نوشتم و نیز روایت دوری را برای اهل سودان. شما می‌توانید این مصاحف را از فروشگاه چاپخانه مدینه تهیه کنید چون نزد من فقط روایت حفص از عاصم جدید است که به شما هدیه می‌کنم.
آیا شما تاکنون به رسم‌الخط املائی هم قرآن را نوشته‌اید؟
خیر، من فقط به رسم‌الخط عثمانی می‌نویسم البته برای نمونه و مقایسه دو رسم‌الخط با یکدیگر فقط چند آیه اول سوره مبارکه مؤمنون را نوشتم.
آیا شما به توقیفی بودن رسم الخط عثمانی معتقد هستید؟
من با این مخالفم که قرآن بصورت رسمی با رسم‌الخط املائی (معاصر) چاپ شود چون رسم‌الخط املائی همواره به مرور زمان تغییر می‌کند و یا به عبارتی تکامل می‌یابد و نمی‌توان قرآن را با خط متغیر نوشت. اما رسم‌الخط عثمانی، در صدر اسلام توسط أصحاب پیامبر (ص) نوشته شد و حتی غلط‌های املائی آن، برای ما باید ارزش باشد و هنر آن است. باید از این رسم‌‌الخط محافظت شود نه اینکه آن را تغییر داد و من با نوشتن قرآن به رسم‌الخط املائی برای مدارس و به قصد آموزش موافقم گرچه دوست دارم حتی در مدارس هم از همان ابتدا رسم‌الخط عثمانی را آموزش دهند. البته شما از کلمه (توقیف) سؤال کردید با این تفاصیل نظر من به توقیفی بودن رسم‌الخط عثمانی نزدیک‌تر است!!.
در خط شما وجود حرکات کوتاه (فتحه ، کسره ، ضمه) قبل از حروف مدی چه ضرورتی دارد؟ مثلاً در کلمه (کتاب) اگر فتحه قبل از الف را درج نمی‌کردید چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا زائد نیست؟
من خبر دارم که در ایران بیشتر این سؤال مطرح است و نیز خبر دارم که قرآنی بدون این حرکاتی که اشاره کردید، چاپ شده و نسخه‌ای از آن نزد بنده است. حرف شما منطقی و صحیح است اما شما می‌توانید با یک نگاه به صفحه قرآنی که بدون حرکات مذکور چاپ شده است، متوجه شوید که زیبائی و ابهت خودش را از دست داده و همچون گنجشکی می‌ماند که پرهای آن کنده شده است.
آیا شما بر تهذیب دور صفحات ، رنگ زمینه قرآن، دور شماره آیات و .. نظارت دارید؟
خوشبختانه تمام این هنر زیبا را پسرم احمد با مشورت خودم انجام می‌دهد. وی لیسانس هنرهای زیبا و گرافیک است و در کارش بسیار وارد است.
آیا با دیگر خطاطان معروف ارتباطی دارید؟
بله، اغلب، دوستان من هستند. من در سال ۱۹۷۳ نزد خطاط بزرگ ترکیه استاد حامد الآمدی امتحان دادم و ایشان با خط خودشان گواهینامه‌ام را نوشتند.
من استاد امیرخانی خطاط ایران را می‌شناسم و با ایشان ارتباط دارم. همچنین استاد هاشم البغدادی خطاط مشهور عراق دوستم است. اتفاقاً روزی هاشم قرآنی نوشت و آن را جهت چاپ به آلمان برد. در آلمان به ذهنش آمد که الفاظ جلاله (الله) با رنگ قرمز چاپ شود و چون آلمان‌ها از فرق بین حرکات کوتاه آگاهی نداشتند، یک کلمه را از الفاظ جلاله الگو و نمونه گرفتند که مفتوح بود به این ترتیب کلیه اسماء جلاله در قرآن هاشم، مفتوح شد و هاشم خوشحال همراه با چندین کارتن قرآن برگشت و خوشبختانه هنگام برگشت، نزد من آمد و یک نسخه چاپی از قرآنش را به من هدیه کرد و گفت اولین هدیه را به تو می‌دهم. در همان جا متوجه اشکال آن شدم و گفتم اگر به این شکل توزیع می‌شد هیچکس چاپخانه را مقصر نمی‌دانست و برای تو مشکل بزرگی ایجاد می‌شد.
شما به جز خط نسخ و ثلث با خط دیگری هم آشنایی دارید
من با همه خط‌ها آشنائی دارم و همه آن‌ها را می‌نویسم ولی اعتقاد دارم هر خطاطی خطی را بهتر از سایر خطوط می‌نویسد و تخصص من بیشتر خط نسخ است و امیرخانی در نستعلیق ماهر است، البته یک نکته‌ای در مورد عدم رعایت نکات املائی در خط ایرانی عرض کنم و آن در نوشتن بعضی از کلمات است مثلاً نوشتن (اللهم صل‌ علی محمد و آل محمد) نباید(صل‌علی) روی هم باشد چرا که کاملاً غلط است و هیچ توجیهی ندارد و صحیح آن صل على است.
خاطره دیگری از سال‌های کتابت قرآن دارید
بزرگ‌ترین خط من از حیث حجم زمانی بود که دولت لبنان از من خواستند بر روی دیوارهای داخلی و خارجی مسجد الحریری در بیروت آیاتی از قرآن را بنویسم من در آنجا به متراژ ۸۰۰ متر با خط ثلث آیات قرآن را نوشتم و از کارهای ماندگارم است.
استفاده استاد از ضرب‌المثل‌های فارسی در سخنانش
جالب است استاد عثمان طه در خلال صحبت‌هایشان ضرب‌المثل‌هایی از جمله «بار کج به مقصد نمی‌رسد»، «آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است»، «دروغگو حافظه ندارد»، «زبان پاسبان سر است» و... استفاده کردند.
سپس به زبان فارسی این جمله را گفت: من اگر در ایران بودم فارسی‌ام بهتر می‌شد.
گفتم : یکی از منابع رساله‌ام کتاب دکتر محمد التونجی است. استاد گفت: محمد التونجی از دوستان بسیار نزدیکم است و ایشان از عوامل مؤثر در یادگیری زبان فارسی من است چون دکتر التونجی تحصیلاتش را در دانشگاه تهران به پایان رسانده و هم اکنون رئیس دانشکده زبان فارسی در دمشق است.
گفتم: عنوان کتاب قبلی من که در خصوص کاربرد مقام‌های موسیقی عربی در تواشیح و قرائت قرآن است که توسط استاد زهیر المئینی اهل دمشق نوشته شده است، ایشان را هم می‌شناسید؟
بله خدایش رحمت کند.
مگر فوت شده است؟
بله، حدود هفت سال پیش. خط زیبائی داشت.
استاد عثمان طه دفتر دوران ابتدائی خودش را آورد و گفت: این خط دوران ابتدائی من است کلاس چهارم ابتدائی.
 
منبع : خبرگزاری فارس
 
   1397/7/29 08:38     
  
تعداد بازدید :  167

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: