ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) روز مادر و روز زن مبارک
ام سلمه گوید: فاطمه شبیه‌ترین مردم به رسول خدا بود.
روزی علی (علیه‌السلام) از پیامبر سؤال کرد: من نزد شما محبوب‌ترم یا فاطمه، رسول خدا فرمود: أنت أعز منها و هی أحب منک. ابوسعید خدری می‌گوید: یک روز علی بن ابیطالب سخت گرسنه بود. به فاطمه گفت: نزد تو غذایی هست که به من بدهی، عرض کرد: نه سوگند به خدایی که پدرم را به نبوت و تو را به وصایت گرامی‌داشت! هیچ‌چیز نزد من نیست. دو روز است که هیچ طعامی نداشته‌ایم جز غذای مختصری که به تو دادم و تو را بر خود و این دو پسرم (حسن و حسین) مقدم داشتم.
علی فرمود: چرا مرا آگاه نکردی تا چیزی برایتان تهیه کنم، عرض کرد: ای ابوالحسن! من از خدا شرم می‌کنم چیزی که توانایی آن را نداری، از تو بخواهم. علی (علیه‌السلام) از نزد فاطمه با اعتماد و توکل به خداوند بیرون آمد و یک دینار قرض کرد. درحالی‌که تصمیم داشت برای خانواده خود چیزی تهیه کند، با مقداد بن اسود برخورد کرد. این جریان در روزی بسیار گرم بود، به‌طوری‌که آفتاب روی سر را می‌سوزاند و زمین در زیر پا داغ بود و آزار می‌داد. علی چون مقداد را بسیار ناراحت دید و ناخشنود یافت فرمود: چه موضوعی در چنین وقتی تو را از خانه و ناخشنود یافت. فرمود: چه موضوعی در چنین وقتی تو را از خانه و خانواده‌ات بیرون آورده است. مقداد عرض کرد: ای ابوالحسن، مرا واگذار و از من سؤال مکن! فرمود: ای برادر! این غیرممکن است. تا از وضع تو آگاه نشوم، نمی‌گذارم بروی.
عرض کرد: برادر! به خاطر خدا دست از من بردار و از حالم مپرس! فرمود: برادر! ممکن نیست. حال خود را از من پنهان مکن. عرض کرد: ای ابوالحسن! اینک که اصرار داری و قبول نمی‌کنی می‌گویم. به خدایی که محمد را به نبوت و تو را به وصایت گرامی‌داشت! مرا جز تلاش برای یافتن چیزی از خانه بیرون نیاورد. از پهلوی خانواده‌ام آمدم درحالی‌که همه گرسنه بودند و گریه اهل‌وعیال را نتوانستم تحمل‌کنم. غمگین و تنها بیرون آمدم. داستان من این است.
علی به‌طوری گریست که اشک به محاسن مبارک او رسید و فرمود: به آنچه سوگند یاد کردی! سوگند یاد می‌کنم مرا هم همان چیزی از خانه بیرون آورد که تو را به کوچه کشید. اینک دیناری قرض کرده‌ام و تو را بر خود مقدم می‌دارم. دینار را به او داد و خود به مسجد پیامبر رفت و نماز ظهر و عصر و مغرب را در مسجد خواند.
وقتی رسول خدا نماز مغرب را تمام کرد، از کنار علی (علیه‌السلام) عبور کرد و او را که در صف اول قرار داشت دید. به او اشاره کرد، علی برخاست و دنبال پیامبر روانه شد و جلوی یکی از درهای مسجد به او رسید.
سلام کرد، پیامبر جواب سلام را داد و فرمود: ای ابوالحسن! آیا نزد تو چیزی برای شام هست که همراه تو بیایم، علی سر بزیر افکند و ساکت ماند و از خجالت در مقابل پیامبر متحیر بود که چه جوابی بدهد.
پیامبر جریان دینار را و اینکه از کجا تهیه‌کرده و به چه کسی داده بود می‌دانست. خداوند به پیامبر وحی فرموده بود که آن شب را نزد علی باشد. پیامبر چون سکوت علی را دید فرمود: ای ابوالحسن! یا بگو نه تا برگردم یا بلی تا همراه تو بیایم. علی از روی شرم و به جهت احترام عرض کرد: بفرمایید، در خدمت شما هستم. پیامبر دست علی را گرفت و آمدند تا بر فاطمه وارد شدند. آن بانوی گرامی در محراب نماز بود و نماز را به اتمام رسانده بود. پشت سر او دیگی قرار داشت که بخار از آن متصاعد بود.
فاطمه چون صدای پیامبر را شنید، از محراب خارج‌شده و بر پدر سلام کرد. فاطمه عزیزترین فرد نزد پیامبر بود.
حضرت جواب سلام او را داده و دست مبارک را بر سر او کشید و نوازش فرمود و پرسید: دخترم! چگونه روز را شب آوردی. خداوند بر تو رحمت آورد، به ما شام بده. خداوند تو را بیامرزد و همانا آمرزیده است. فاطمه دیگ غذا را برداشت و نزد پیامبر و علی آورد. علی چون غذا را دید و بوی دلپذیر آن را استشمام نمود، نگاهی به فاطمه کرد. فاطمه عرض کرد: سبحان‌الله! چرا این‌گونه به من نگاه می‌کنی. آیا خلافی انجام داده‌ام که مستوجب این نگاه باشم. علی فرمود: چگونه متعجب نباشم. روز گذشته سوگند یاد کردی که دو روز است غذایی نیافته‌ای.
فاطمه به آسمان نگاه کرد و گفت: خدای من در آسمان و زمینش آگاه است که به‌حق گفتم. فرمود: ای فاطمه! این غذا از کجا رسیده که نه رنگ آن را دیده و نه چنین رایحه دلپذیری بوییده‌ام و بهتر از آن نخورده‌ام. رسول خدا دست مبارکش را به شانه علی نهاد و اشاره‌ای کرد و فرمود: ای علی! این عوض دینار تو و پاداش دینار تو از طرف خداوند است. خداوند به هرکسی که بخواهد، روزی بدون حساب می‌دهد. آنگاه پیامبر گریست و فرمود: سپاس خدای را که شمارا پیش از آن‌که از دنیا ببرد، پاداش بخشید و تو را ای علی، همانند زکریا و فاطمه را همچون مریم دختر عمران قرارداد که هرگاه زکریا به محراب عبادت مریم وارد می‌شد، نزد او رزق و طعام می‌یافت... بی‌علت نیست که پیامبر فرمود: لو لا علی لم یکن لفاطمه کفو؛ اگر علی نبود کفو و هم‌شأنی برای فاطمه وجود نداشت.

سفارش رسول اکرم در همسر داری
رسول اکرم به فاطمه (علیها السلام) فرمود: ای فاطمه! به‌حق آن‌کس که مرا به‌عنوان مژده و بیم دهنده برانگیخته، اگر شوهر از تو ناخشنود باشد و به همین حال از دنیا بروی، بر جنازه‌ات نماز نخواهم خواند.
آیا نمی‌دانی خشم و خشنودی شوهر موجب غضب و خشنودی خداوند است... یک شبانه‌روز رضایت شوهر برابر با عبادت یک سال همراه با روزه و قیام در شب است... ساعتی در کنار شوهر نشستن از یک سال عبادت و طواف کعبه برتر است. زن چون باردار شود، فرشتگان آسمان و ماهیان دریا برایش طلب مغفرت کنند و هرروز خداوند برای او هزار حسنه می‌نویسد و هزار گناه محو می‌کند. چون وضع حمل نماید، از همه گناهان بیرون رود، همانند لحظه‌ای که از مادر متولدشده است. خداوند پاداش مجاهدان و شهیدان و صالحان و ثواب هفتاد حج برای او بنویسد. چون به فرزندش شیر دهد، به شمار هر قطره شیر، حسنه‌ای عطا فرماید و لغزشی محو نماید و پریان در بهشت برایش آمرزش خواهند کرد.
دستورهایی که رسول خدا درباره شوهرداری به فاطمه می‌دهد، باید سرلوحه زندگی زنان مسلمان باشد، زیرا بزرگ‌ترین وظیفه یک زن، خوب شوهرداری کردن است که آن را جهاد برای زنان برشمرده‌اند: جهاد المرئه حسن التبعل؛ جهاد زن، خوب شوهرداری نمودن است. اگر این وظیفه خطیر را درست به انجام نرساند، خطراتی که از این ناحیه متوجه خانواده و جامعه می‌شود، جبران‌ناپذیر است. متأسفانه این وظیفه در جامعه ما به دلیل رسوخ فرهنگ غربی در کشور کم‌رنگ گردیده، ازاین‌رو شاهد زندگی‌های پرتنش و احیاناً جدایی هستیم، درصورتی‌که اگر طبق موازین شرعی و دستورهای اسلام عمل شود و زن و مرد خانواده هرکدام به وظیفه اصلی خود عمل نمایند، زندگی آرام و شیرینی خواهند داشت و ثمره زناشویی، فرزندان سالم و صالح و شایسته خواهد بود، علاوه بر این‌ها پاداش و حسنه‌ای که خداوند برای آنان مقرر می‌دارد، قابل‌توجه می‌باشد.
اگر انسان مواظب اعمال خود به‌طور شایسته باشد و با گناهان آن‌ها را تباه نسازد، در دنیا و آخرت سعادتمند خواهد گردید.

ماجرای فدک
فدک قریه آباد و حاصلخیزی در سرزمین حجاز بود که در آن چشمه جوشان و نخل‌های فراوانی وجود داشت. بعد از خیبر نقطه اتکای یهودیان در حجاز به شمار می‌رفت. هنگامی‌که رسول خدا از فتح خیبر بازگشت، خداوند رعب و وحشت در قلوب اهل فدک (که از یهودیان سرسخت بودند) افکند. آن‌ها کسی را خدمت رسول خدا فرستادند و با او صلح کردند و در برابر این‌که نیمی از فدک را به آن حضرت واگذار کنند. پیامبر پذیرفت و پیمان صلح را امضاء فرمود. بدین ترتیب فدک دارایی خالص رسول خدا گردید، زیرا طبق فرمایش صریح قرآن، چیزی که بدون جنگ به دست مسلمانان بیفتد، منحصراً حق پیامبر است و به‌صورت غنائم جنگی تقسیم نمی‌شود. بدین ترتیب پیامبر فدک را در اختیار گرفت و درآمد آن را در موارد خاص و کارهای ثواب مصرف می‌کرد.
در حدیث آمده: زمانی که آیه و آت ذالقربی حقه نازل شد، پیامبر سرزمین فدک را به فاطمه واگذار نمود... فدک ملک باارزشی بود که حدوداً سالی بیست‌وچهار و یا هفتاد هزار دینار درآمد داشت.
هنگامی‌که ابوبکر به خلافت رسید و زمام امور مسلمانان را در دست گرفت، مصمم شد فدک را مصادره کند، ازاین‌رو دستور داد عمال و کارکنان فاطمه را از فدک بیرون کردند و کارگزارانی را به‌جای آن‌ها نصب نمود.
بخشیدن فدک به فاطمه پشتوانه‌ای بر ولایت علی (علیه‌السلام) بود یعنی علاوه بر هدیه مالی یک هدیه معنوی محسوب می‌شد. از زندگی رسول خدا استفاده می‌شود که به مال و ثروت علاقه‌مند نبود و اموالی را که در اختیارش قرار می‌گرفت، درراه ترویج دین خدا مصرف می‌نمود. خود و داماد و دخترش در مضیقه و سختی، زندگی را به سر می‌بردند. پیامبر که میل نداشت دخترش پرده پشمی در اتاقش آویزان نماید یا دستبندی نقره به دست فرزندانش ببندد و یا گلوبند به گردن بیفکند، با توجه به سخت‌گیری باید بررسی شود چرا مزارع سنگین قیمت فدک را به فاطمه بخشید. در مورد علت این قضیه می‌توان گفت: پیامبر اکرم از جانب خدا مأمور بود علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معین کند.
پیامبر به‌خوبی می‌دانست اگر امام علی و خاندان او در مضیقه مالی باشند، توان سیاسی آن‌ها تحلیل می‌رود. پیامبر می‌دانست مردم به‌آسانی زیر بار زمامداری علی (علیه‌السلام) نمی‌روند و کارشکنی می‌کنند، چون خانواده‌های عرب نسبت به آن حضرت عقده‌هایی داشتند، زیرا در جنگ‌ها افراد زیادی از بستگان آن‌ها به دست آن حضرت کشته‌شده بودند و اکنون خانواده‌های آن‌ها کارشکنی و عقده‌گشایی خواهند نمود. پیامبر می‌دانست برای ادامه راه اسلام و اداره امت، بودجه لازم است تا امام علی (علیه‌السلام) بتواند به فقرا و نیازمندان کمک نماید و احتیاجات جامعه را برطرف سازد تا دل‌ها به سویش متمایل شود. بدین‌جهت فدک را در اختیار فاطمه قرارداد. فاطمه به مقدار نیاز برمی‌داشت بقیه را درراه خدا صرف می‌نمود.
 
  
برداشت از کتاب : فاطمه (سلام‌الله علیها) احیاگر شخصیت زن، نویسنده: فریده مصطفوی (خمینی)، فاطمه جعفری
توسط : مسعود ایرجی اصل
   1396/12/16 10:26     
  
تعداد بازدید :  274

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: