کلاس اجتماعی مهمتر از شعور اجتماعی!
کلاس اجتماعی مهمتر از شعور اجتماعی!
کلاس اجتماعی مهمتر از شعور اجتماعی!

چندین سال قبل یک نظریه پرداز اجتماعی به بیان این جمله پرداخت :" راز واقعی موفقیت صرفا چیزی است که فرد در مقابل پرداخت پول برای کالا دریافت میکند. در واقع پولی را که برای بلیط کنسرت پرداخته است را، می پرستد."
اگر کمی به این عبارت فکر کنیم به درک ساده ای از فرهنگ عامه دست پیدا میکنیم. به این ترتیب میتوان گفت در یک جامعه در موارد بسیاری پول، مناسبات اجتماعی میان افراد را تعریف میکند. اتفاقی که سالها پیش در جوامع غربی به وقوع پیوست و ما چه نقدها که بر این تفکر و رفتار فرهنگی وارد کردیم و اکنون شاهد توسعه و پررنگ شدن این تفکرات در جامعه خویش هستیم.
جامعه امروز ما خصوصا در کلان شهرهای بزرگی همچون تهران، با محوریت پول و کسب ثروت در حرکت است. به گونه ای که مناسبات اجتماعی بسیاری بر پایه پول تعریف می شوند. وقتی بخواهیم از شکل اغراق گونه آن حرف بزنیم باید بگوییم کالاها اشکالی همانند بت ها را برای انسانها بازی می کنند.

چنانچه بخواهیم واضح تر به تعریف این وضع بپردازیم باید بگوییم که یک بازار به ارزش مبادله ای نیاز دارد تا بتواند به فعالیت طبیعی خود ادامه دهد اما در این میان چیزی تحت عنوان ارزش کالایی مطرح شود که مربوط به میزان مفید بودن یک کالا و ارزش عملی آن برای مصرف کننده مربوط می شود. به نظر میرسد در جوامع مدرن و در حال توسعه امروز، ارزش مبادله بر ارزش کاربردی غلبه دارد چون اهداف سرمایه داری در همین امر نهفته است. یعنی به طرق مختلف باید مردم را تشویق کرد تا به دنبال خرید کالای جدید باشند. برای دستیابی به این هدف باید از ابزارهای فرنگی هم مدد گرفت. به این ترتیب که صفحه تلویزیون، روزنامه ها و حتی در و دیوار شهر هم تبدیل می شوند به مکان هایی برای معرفی و ترغیب مردم به خرید. تبلیغاتی سرشار از رنگ و جذابیت که قصد دارند پرستیژ اجتماعی شهروندان را در داشتن یک کیف خاص و یا گوشی همراه خاص، تعریف کنند. به این ترتیب با جامعه ای روبرو می شویم که جوانانش برای داشتن اتومبیل بهتر با هم رقابت می کنند. حتی آن دسته که توانایی مالی برای خرید ندارند، تن به گرفتن وام هایی با سود بالا می دهند تا بر ماشین شاسی بلندی سوار شوند و در شهر بچرخند و سیگاری در میان انگشتان خود بگیرند و ویراژ دهند و ورود ممنوع بروند و هیچ ارزشی برای حقوق شهروندی قایل نباشند. چون تعریف شخصیت دچار تفاوت هایی با گذشته شده است. همه چیز حول کالاها میچرخد و برای برخی تمام شخصیت در همین ها خلاصه شده و این یعنی تبدیل شدن به بت ، یعنی برای عده زیادی از افراد مدل اتومبیل و گوشی همراه و مارک لباس، اصالت دارد و نه مرام و مسلک و چیزی تحت عنوان شعور اجتماعی.
به این ترتیب آمار خرید آخرین گوشی آیفون در جامعه ما به بالاترین حد خود میرسد و عده ای به پیش خرید مدل جدید می پردازند. تعداد رستوران ها روز به روز افزایش می یابد و از قضا همه آنها هم مشتری دارند. تعداد فروشگاه های لباس، برندها و مراکز خرید بیشتر می شود و قدم زدن در این مکان ها به تفریح دایمی و فرصتی برای خودنمایی تبدیل می شود.



به راستی چه باید کرد. نسلی که همه سرگرمی اش در این موارد خلاصه شده چطور می تواند نسلی مسئولیت پذیر باشد و متعهد باشد؟
مشخص نیست مشکل دقیقا به کجا برمی گردد. نسلی که خواستند کمبودهای خودشان را برای فرزندانشان جبران کنند و تبدیل شدند به والدینی که هر چه بچه ها بخواهند همان کنند و از خود کم بگذارند تا فرزندانشان صاحب بهترین گوشی موبایل باشند. یا از همه اینها مهمتر اینکه متاسفانه برنامه ریزی دقیق و حساب شده فرهنگی و اجتماعی وجود نداشته و هزینه قابل توجهی هم در این راستا صرف نشده است.
به نظر می رسد برای تربیت نسلی با رفتارهای شایسته فرهنگی و اجتماعی، باید نهاد خانواده و جامعه این دغدغه را داشته باشند که افتخار و منزلت اجتماعی به صرف غذا در گران ترین رستوران شهر خلاصه نمیشود بلکه به رفتار فردی و اجتماعی یک انسان مربوط می شود.

:  تبیان    1394/7/13 11:52     
  
تعداد بازدید :  302

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: