انطباق مندرجات پروتکل های حکمای صهیون با وقایع بعد
انطباق مندرجات پروتکل های حکمای صهیون با وقایع بعد
انطباق مندرجات پروتکل هاي حکماي صهيون با وقايع بعد

برنامه ها و سياست هاي بزرگ حکماي يهود براي تسخير جهان و تشکيل حکومت جهاني يهود که در کنگره ي بال در سال 1897 م بحث و بررسي شده است. اين برنامه ها که پرده از منويات و ديدگاه هاي صهيونيسم برمي دارد، در بيست و چهار پروتکل جمع آوري و تدوين شده و شامل ديدگاه هاي راهبردي آن ها در مسائل سياسي، اجتماعي، آموزشي، اقتصادي، قضايي و ... است که پس از تخريب فرهنگ و تمدن ملل و اديان مختلف جهان و نابودي آن ها که با ابزارها و دسيسه هاي غير شرافتمندانه صورت مي گيرد، به تشکيل پادشاهي جهاني يهود مي انجامد.
برخي صهيونيست ها همچون « هداسا بن عيتو » در کتاب خود با نام « دروغي که هرگز نخواهد مرد » استناد اين پروتکل ها به صهيونيست ها را جعلي مي دانند. اين کتاب را « فرنوش رام» رئيس بخش فارسي راديو اسرائيل در اورشليم انجام داده و اکنون به فارسي ترجمه شده است. انديشمندان غير صهيونيست، تحقيقات زيادي درباره صحت و سقم انتساب پروتکل ها به صهيونيست ها انجام داده اند و مخالفان و موافقاني در اين ميان وجود دارد، (1) سؤالات بسياري هم ايجاد شده است؛ اما در يک نکته هيچ ترديدي نيست و آن اين که اين پروتکل ها، قطعاً متعلق به قبل از سال هاي اوايل قرن بيستم ميلادي است و بسياري از مندرجات آن با وقايع سال هاي بعد، به طرز شگفت آوري انطباق دارد. به همين علت در اين جا خلاصه اي از بندهاي اين پروتکل ها را مي آوريم: (2)
« هدف اساسي مديران ما، اين است که قدرت فکر کردن مردم را تضعيف کنند تا افکار آنان از پرداختن به مسائل اساسي منحرف و متوجه مسائل کم اهميت شود و فرصت مقاومت کردن در برابر ما را نداشته باشند » . (3)
« اهميت خانواده و نقش تربيتي آن را از بين مي بريم و اجازه ي اظهار وجود به کسي نمي دهيم؛ زيرا توده ي مردم بايد صرفاً به وسيله ما اداره شوند... آن ها بايد به شنيدن حرف هاي ما و اطاعت از ما عادت کنند » . (4)
« مردم غير يهود از همان آغاز جواني به وسيله ي عوامل ما، بي بند و بار و بدون اخلاق بار مي آيند. عوامل ما عبارت اند از: معلمان سرخانه، خدمت کاران، منشي ها و زناني که در خانه هاي ثروت مندان بچه داري مي کنند. به کمک زنان صهيونيست، مردان غير يهودي را در عشرت کدها و محل هاي عياشي به فساد اخلاقي مي کشانيم و آن ها را از جاده ي عفت و پاکدامني منحرف مي سازيم » . (5)
« مطبوعات معاصر ما، به انتقاد از امور دولت، مذهب و بي کفايتي غير يهوديان ادامه مي دهند و در نوشته هايشان غير اخلاقي ترين اصلاحات و عبارت را به کار مي برند تا به هر وسيله اي که مقدور باشد، شأن و منزلت آنان را تنزل دهند و اين کار فقط از دست افراد با استعداد قوم هوشمند ما برمي آيد » . (6)
« از آن جا که اکثر مردم نمي دانند مطبوعات در خدمت چه کساني است؛ از اين رو آن ها را به خدمت خود در مي آوريم... برخي از عوامل مان را وا مي داريم که گاه به گاه در مطبوعات، به بعضي از سياست هايمان که خود مي خواهيم، حمله کنند؛ البته غرض از اين کار، ردگم کردن است » . (7)



« براي آن که امر به آن ها ( مردم ) مشتبه شود و ندانند که درباره ي چه موضوعي بحث مي کنند، فکر آن ها را به مسائلي چون تفريح، سرگرمي و ... جلب مي کنيم و در همين بين، مطبوعات را وامي داريم که به مسائلي چون رقابت در مسابقات هنري و ورزشي بپردازند. بدون شک، پرداختن به اين گونه مسائل، آن ها را از مسائل بنيادي، منحرف مي کند. آنان اندک اندک به ابزار نکردن عقيده ي خود عادت مي کنند و سرانجام به تکرار همان چيزهايي مي پردازند که ما مي خواهيم » . (8)
« ما طوري مردم را به جان هم انداخته ايم که همه به يکديگر بدگمان اند. نفرت مردم از يکديگر به علت تعصبات مذهبي و نژادي که در طول بيست قرن گذشته تبلور يافته است، اجازه نخواهد داد که مردم به اين سادگي با يکديگر آشتي کنند... بدون حضور دست هاي ما، ملت ها نمي توانند حتي بر سر يک مسئله ناچيز و خصوصي با هم به توافق برسند » . (9)
« بايد افکار نو و مستقل را چون گذشته به انحصار خويش درآوريم. روش مهار کردن فکر، هم اکنون در دست بررسي و مطالعه است. اين کار را با سيستمي که به سيستم دروس عيني معروف است انجام مي دهيم و هدف آن مبدل کردن غير يهوديان به آدم هايي است بي فکر، بي خرد و مطيع که منتظرند ديگران بر ايشان فکر کنند و عقايدشان را شکل بدهند. يکي از بهترين عوامل ما، به نام بورژوا تقريباً تدريس با دروس عيني را رواج داده است » . (10)
« اگر در رابطه هايمان بر حساس ترين عصب ذهن آدميان دست بگذاريم، خيلي زود به پيروزي خواهيم رسيد و اين اعصاب حساس ذهن آدمي، عبارت اند از زراندوزي، مال پرستي و تنوع طلبي در ارضاي نيازهاي مادي. هر يک از اين خواسته ها به تنهايي مي تواند آدمي را تسليم ما بکند » . (11)
« در ميان توده ي مردم؛ حسد، نفرت و زياده خواهي ايجاد مي کنيم تا از خشم مردم استفاده کنيم و همه ي موانعي را که بر سر راهمان قرار دارد با دست هاي آن ها ريشه کن سازيم » . (12)
« بر ما لازم است که هم احترام به آزادي و هم اعتقاد به خدا را در ميان غير يهود از بين ببريم و نيازهاي مادي را جايگزين اين گونه اعتقادات سازيم؛ اما اگر اعتقاد به خدا سبب شود بر مردم حکومت کنيم، در اين صورت بايد به تبليغ دين بپردازيم » . (13)
« اين ما هستيم که ميان رهبر و توده ي مردم، شکاف عميقي ايجاد کرده و قدرت را از هر دو سلب کرده و آنان را چون کور و عصا، از هم جدا ساخته ايم... شيوه ما اين است که احزاب گوناگون به وجود مي آوريم و آنها را رو در روي هم قرار مي دهيم » . (14)
« بنا به تحريک ما، ترور و وحشت، همه جا را فرا مي گيرد. افراد با آرمان ها و عقايد مختلف مانند سلطنت طلب، عوام فريب، سوسياليست، آرمان گرا و ... به خدمت ما در خواهند آمد و بنا به اغواي ما مي کوشند هر نوع نظم و آرامشي را برهم بزنند و همه جا را به آشوب بکشانند. وجود چنين طغيان هايي دولتها را دچار دگرگوني مي کند و مردم حاضر مي شوند براي برقراري صلح و آرامش، همه چيز را فدا کنند. تا زماني که به قدرت جهاني ما اعتراف نکنند و تسليم ما نشوند، صلح را به سرزمين شان باز نخواهيم گرداند » . (15)
« براي آن که بتوانيم صنعت غير يهوديان را به کلي نابود کنيم، علاوه بر انحصارطلبي، تجمل پرستي را رايج مي کنيم و نيازهاي کاذب مردم را افزايش مي دهيم...، اعتياد و هرج و مرج طلبي و کم کاري را در ميان کارگران رواج مي دهيم. غير يهوديان به سبب داشتن زمين و خودکفايي مواد غذايي مي توانند به عنوان خطري بزرگ، ما را تهديد کنند؛ از اين رو لذا بايد به هر قيمتي که شده آنان را از داشتن زمين محروم کنيم » . (16)
« تمام چرخ هاي ماشين هردولتي به کمک موتوري حرکت مي کند که اين موتور در دست ما است و آن طلا است. حکماي ما تدابيري انديشيده اند که سرمايه از ارزش فوق العاده اي برخوردار باشد. براي آن که گردش عمل سرمايه، محدود نشود، بايد آن را در راه ايجاد تجارت و صنعت انحصاري به کار گرفت. آزادي گردشِ عملِ سرمايه در جهت تأسيس و گسترش صنايع، به دست اندرکاران صنعت، نوعي قدرت سياسي مي دهد که از آن براي استثمار مردم مي توان سود جست » . (17)
« هر گونه وامي براي دولت، نوعي ضعف به بار مي آورد. قرض ها چون شمشير دموکلس بر روي سر فرمانروايان آويزان اند. اين گونه فرمانروايان به جاي آن که براي پرداخت ديون، ماليات موقت از مردم بگيرند، دست تکدي خود را به سوي بانک هاي ما دراز مي کنند... تا زماني که وام هاي داخلي رايج بودند، غير يهوديان فقط پول فقرا را به جيب ثروتمندان مي ريختند؛ اما وقتي که وام هاي خارجي را مرسوم ساختيم، ثروت ملت ها به سوي صندوق هاي پول مان سرازير شد و آنان پرداخت باج به ما را شروع کردند » . (18)
« آن چه ما مي خواهيم اين است که هم نتيجه کارِ کارگر و هم بازده زمين، هر دو به چنگال صنعت بيفتد و بدين سان تمام پول هاي جهان نزد ما ذخيره شود و ديگران، طبقه ي کارگر و زحمت کش جامعه را تشکيل دهند و بدون قيد و شرط، تسليم ما باشند » . (19)
« منطق ما زورگويي و متقاعد کردن است. در مسائل سياسي، تنها زور است که پيروز مي شود؛ به ويژه اگر رهبران سياسي بتوانند آن را مخفيانه اعمال کنند. اگر فرمانروايي نمي خواهد تسليم شود، بايد با خشونت و نيرنگ به متقاعد کردن ديگران متوسل شود » . (20)
« چه کسي مي تواند با يک قدرت نامحسوس در افتد و آن را واژگون سازد؟ اين ما هستيم که چنين قدرت نامحسوسي داريم. فراماسونرهاي غير يهودي، کورکورانه در خدمت ما قرار دارند و براي مقاصد ما کار مي کنند؛ اما برنامه هاي ما، هم چنان براي آن ها و ديگران ناشناخته و اسرارآميز باقي خواهد ماند » . (21)
ميان قوم ما و ديگران، تفاوت هاي قابل توجهي از لحاظ استعدادها و توانايي ها وجود دارد. همين امر باعث شده است که قوم برگزيده ي ما از بالاترين ميزان انسانيت برخوردار باشد و از غير يهوديان متمايز شود. آن ها گر چه به ظاهر چشمان شان باز است؛ ولي چيزي نمي بينند » . (22)
« پيامبران گفته اند ما قومي هستيم که خدا ما را برگزيده است تا فرمانرواي جهان باشيم. خداوند به قوم ما هوش و ذکاوت سرشار اعطا کرده است. ما کفايت و لياقتِ رهبري جهان را داريم » . (23)
« ما يهوديان، برگزيده ي خداونديم و پراکندگي مان در سراسر جهان از عنايات اوست. پراکندگي ما در چشم همگان نوعي ضعف به شمار مي رود؛ در حالي که براي ما نوعي قدرت است؛ زيرا ما اکنون در آستانه ي فرمانروايي بر سراسر جهان قرار گرفته ايم » . (24)
« وقتي حکومت شاهنشاهي ما آغاز شد، همه ي اديان بايد از بين بروند، جز دين ما که همانا اعتقاد به خداي يگانه است. بي شک سرنوشت قوم ما به عنوان قومي برگزيده، با وجود خدا گره خورده و هم اوست که تقدير کار جهانيان را با سرنوشت ما پيوند داده است؛ از اين رو ريشه ي هر گونه عقيده اي بايد از بيخ و بن کنده شود؛ حتي اگر اين کار به انکار وجود خدا بينجامد که امروز شاهد آنيم » . (25)
« از ديرباز تا کنون، ما بشر را از قيد و بندهاي فراواني رهايي بخشيده ايم و در آينده نيز او را راهنما خواهيم شد تا سرانجام در برابر پادشاهي که خون قوم بني اسرائيل در رگ هايش جريان دارد سرتعظيم فرود بياورد و به حکومتي که ما براي جهان تدارک مي بينيم، تسليم شود. (26) بر خرابه ي همه ي حکومت هاي دنيا، يک ابرقدرت شيطاني بنا مي کنيم؛ به گونه اي که دست هاي توان مند آن بتواند به همه جا برسد و چنان قدرت غول آسايي به هم بزند که مقهور هيچ يک از ملل دنيا نشود » . (27)
« ما تنها يک پادشاه مي خواهيم که همه ي مردم روي زمين را متحد و نابساماني ها را، مرزها، مليت ها و مذاهب را ريشه کن سازد. پادشاهي مي خواهيم که بتواند صلح و آرامش را که رهبران فعلي نمي توانند به ما بدهند، براي ما فراهم آورد. براي آن که آرزوي اسقرار حکومت مطلقه ي قوم خود را در دل همه مردم جهان ايجاد کنيم، لازم است رابطه ي مردم با دولت هايشان را تيره کنيم؛ به گونه اي که مردم بر اثر اختلاف عقيده، گرسنگي، بيماري و کشمکش به تنگ آيند و جز به رهايي از دست دولت هايشان و پناه بردن به حکومت نجات بخش ما، به چيز ديگري نينديشند » . (28)
« حکومت ما، سيماي حکومتي به خود مي گيرد که فرمانروا در آن نقش پدر و سرپرست مردم را دارد... به مردم، اين فکر را القا مي کنيم که اگر ملت بخواهد در صلح وآرامش به سر ببرد بايد فرمانروا را حامي و سرپرست خود بداند و به ستايش اغراق آميز وي لب بگشايد » . (29)
« مطمئناً احتياجي نيست که بيش از اين استدلال کنيم که خداوند مقرر کرده است تا بر جهانيان فرمانروا باشيم. مطمئناً احتياجي نيست که ثابت کنيم تمام بدي هايي که مرتکب شده ايم، همگي وسيله هايي بوده اند که از آنها براي رسيدن به هدف هايمان کمک گرفته ايم، ثابت خواهيم کرد مددکاراني هستيم که آرامش را به زمينِ متلاشي شده، برمي گردانيم به شرط آن که قوانيني را که وضع کرده ايم، دقيقاً رعايت کنند » . (30)



به روشني مي توان دريافت اين پروتکل ها که بيش از يک قرن پيش، نوشته شده، تصويري دقيق از اوضاع واحوال حاکم بر جهاني کنوني ارائه مي دهد و مي توان بسياري از اين بندها را پيرامون سلطه ي صهيونيسم در جهان امروز مشاهده کرد. با وجود اين، آيا نمي توان اين انطباق روشن را دليلي بر اصالت و واقعيت اين بندها دانست؟
   1394/3/3 11:06     
  
تعداد بازدید :  298

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: