مراحل حرکت به سوی کمال‏
مراحل حرکت به سوی کمال‏
حرکت به سوی کمال پنج مرحله دارد:
۱- معرفت؛
۲- هجرت؛
۳- سرعت؛
۴- سبقت؛
۵- امامت.
گام اول: معرفت
بر این اساس نخستین مرحله کمال، علم و معرفت به آن است که خدای سبحان دین را «صراط» قرارداد و چون دین، خواهانِ رونده صراط است،
گام دوم: هجرت(مهاجر الی الحسین(
پس از معرفت، اصل رفتن و هجرت و تحرّک (مرحله دوم کمال) لازم است.
جدا شدن از کوفه و قطع ارتباط با موانع راز رسیدن حبیب است.
قطع ارتباط از غیر: لا اله
و حرکت به سمت او: الا الله
گام سوم: سرعت (سریع‌ترین کشتی دنیا(
مرحله بعدی، سرعت است. چون راه باز است و هیچ تزاحمی در این راه نیست، خداوند به سرعت گرفتن دستور داد: (وسارِعوا إلی‏ مَغفِرَه مِن رَبِّکُم)؛ (اُولئِکَ یسارِعونَ فِی ‏الخَیراتِ وهُم لَها سابِقون(.
گام چهارم: سبقت مجاز (مسابقه تا حسین(
پس از سرعت، مرحله مسابقه است. قرآن کریم روندگان در صراط را تشویق می‏کند که به سرعت گرفتن یعنی همتای دیگران راه رفتن و مساوی آنان بودن بسنده نکنند، بلکه بکوشند از آن‌ها سبقت بگیرند: (فَاستَبِقُوا الخَیرات) یعنی داناترین، پرهیزکارترین و… مردم باشند، چون در این راه هرچه بیش‌تر روند، متواضع‏تر و از مزاحمت درونی برای خود و مزاحمت بیرونی برای دیگران فارغ می‏شوند. آیه مورد بحث بیانگر همین مرحله از کمال است.
گام پنجم: امامت (امام شدن(
مرحله پایانی تکامل، امامت است: یعنی کسی که جلو افتاده تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران توجه و آن‌ها را راهنمایی کند و امامت آنان را برعهده گیرد: (واجعَلنا لِلمُتَّقینَ إماما(.
در این مرحله، بعضی در خصوص شریعه و منهاج امام می‏شوند و برخی در اصل دین؛ نظیر پیامبر خاتم‏صلی الله علیه و آله و سلم که امام الکلّ فی الکل است.
آن کس که از دیگران سبقت گرفت شایسته امامت و رهبری دیگران است. از این رو دعای سابقین، به تعلیم قرآن این است: (واجعَلنا لِلمُتَّقینَ إماما) و محصول این امامت، دستگیری از دیگر رهپویان صراط مستقیم است تا آنان نیز ابتدا اهل سرعت و سپس اهل سبقت شوند و سرانجام به امامت و پیشوایی پرهیزکارانِ دیگر برسند.
بنابراین، سالکان صراط مستقیم می‏توانند پس از این که «با» صدیقان، شهیدان و صالحان بودند، «از» آنان شوند.
خلاصه پنج گام
اگر چهار عنصر محوری معرفت، هجرت، سرعت، سبقت، بر پایه وحی قرآنی انجام پذیرد؛ یعنی انسان نخست عارف شود و بفهمد راه کدام و کجاست و زشتی و زیبایی چیست و راه بلد و راهنما بلد شود و پس از معرفت، هجرت را آغاز کند؛ آن‌گاه در بخش هجرت به او گفته می‏شود: سرعت بگیر؛ (و سارعوا) و وقتی سرعت گرفت، به او می‏گویند: به این فکر نباش که فقط سریع حرکت کنی، بلکه در این اندیشه کن که از دیگران سبقت بگیری و خود جلو بیفتی؛ (سابقوا(
آن‌جا که می‏گویند: سرعت و سبقت ممنوع است، آن مرحله تکاثر است، نه کوثر. در مسأله کوثر می‏گویند: هرگز به این فکر نباش که خانه یا فرش شما بهتر از دیگران باشد: (هم أحسن أثاثاً ورءیاً)(سوره مریم، آیه ۷۴)؛ که این تکاثر و ظاهرش ثروت است و باطنش سم. امّا آن کوثر، هر چه بیش‌تر باشد بهتر. راجع به تکاثر گفتند: خود را به زحمت نینداز؛ امّا درباره کوثر گفتند:
از باده مغز ‌تر کن و آن یار نغز جو
تا سر رود به سر رو و تا پا به پا بپو
پس از این که انسان آن مراحل چهارگانه را پیمود و سبقت گرفت و در ردیف سابقان بنام درآمد، آن‌گاه به وی گفته می‏شود که باید امامت جامعه برین را به عهده بگیری؛ چنان که خداوند در قرآن به سالکان به مقصد رسیده دستور می‏دهد که از خدا بخواهید، مردان باتقوا مأموم شما باشند و شما امام متّقیان باشید. جامعه پرهیزگار، امت باشد و شما رهبر جامعه پرهیزگار باشید. (و اجعلنا للمتّقین إماماً)(سوره فرقان، آیه ۷۴(
 
برگرفته از کتاب"الی الحبیب" نوشته استاد سید علی اصغر علوی


   1398/6/30 09:36     
  
تعداد بازدید :  64

انتقادات و پیشنهادات:
ارسال
انتقادات و پیشنهادات: