به مناسبت‏ سالروز وفات حضرت زینب علیها السلام
یكى از موضوعات مورد پرسش از سوى مؤمنین و مبلغان محترم، تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مكان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در كشورهاى مختلف است. به منظور پاسخگویى به این سؤال، و به مناسبت ‏سالروز وفات حضرت زینب علیها السلام بر آن شدیم تا این موضوع را در محضر استاد ارجمند حضرت حجت‏ الاسلام و المسلمین مهدى پیشوایى به بحث و بررسى بگذاریم.
محل دفن حضرت زینب علیها السلام 
گفت وگو با استاد مهدى پیشوایى 
اشاره: 
یكى از موضوعات مورد پرسش از سوى مؤمنین و مبلغان محترم، تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مكان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در كشورهاى مختلف است. به منظور پاسخگویى به این سؤال، و به مناسبت ‏سالروز وفات حضرت زینب علیها السلام بر آن شدیم تا این موضوع را در محضر استاد ارجمند حضرت حجت ‏الاسلام و المسلمین مهدى پیشوایى به بحث و بررسى بگذاریم. 
جناب آقاى پیشوایى با تشكر از حضرتعالى به خاطر عنایتى كه نسبت ‏به مجله مبلغان داشتید، لطفا بفرمایید اصولا چند محل به قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام منسوب است؟ و لو اینكه این مكان‏ها به لحاظ اختلاف نظر معروف شده و یا طرفدار داشته باشند . 
از قدیم الایام سه مكان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هركدام نیز طرفدارانى دارد. 
1- قبرى كه در شهرك زینبیه امروز در نزدیكى دمشق، پایتخت فعلى كشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مكان (شهرك زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏ اند. زائران ایرانى كه جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مكان را زیارت مى‏كنند. 
2- محلى كه در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است. 
3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد. 
آیا از میان علما و دانشمندان، هر یك از این سه احتمال طرفدارانى دارند؟ در صورت مثبت ‏بودن پاسخ، چه كسانى طرفدار هر یك از این سه احتمال هستند؟ 
براى هر یك از این احتمالات مى‏توان چند نفر از علماء را نام برد. تعدادى از عالمان مصرى مثل قاضى شبراوى شافعى (1) ، شبلنجى ، شیخ حسن عدوى خمراوى (4) و عده دیگرى از علماى مصرى كه ظاهرا یا از عرفا و یا شافعى و از محبین و علاقمندان اهلبیت ‏بوده‏ اند معتقدند كه حضرت زینب علیها السلام، در مصر مدفون شده است. مرحوم شیخ جعفر نقدى مؤلف كتاب «زینب الكبرى علیها السلام‏» و نسابه عبیدلى نواده امام سجاد علیه السلام در كتاب «اخبار الزینبات‏» (5) نیز این احتمال را تقویت كرده ‏اند. در محافل علمى مانیز بعضى از بزرگان مثل مرحوم آیت الله العظمى مرعشى نجفى متمایل به مصر است. 
مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى (6) ، محمد حسن خان در «خیرات حسان‏» (7) ، سید حسن صدر در «نزهة اهل الحرمین‏» (8) و محقق و نویسنده بزرگ، محمد حسنین سابقى در كتاب «مرقد العقیله زینب علیها السلام‏» (9) احتمال شام را تقویت كرده ‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد كرده و با قرائن و شواهدى اثبات كرده است كه حضرت زینب كبرى علیها السلام در شام دفن شده است. 
از میان كسانى كه معتقدند این بانوى گرامى در مدینه مدفون است، مى‏توان مرحوم بیرجندى مؤلف كتاب «كبریت الاحمر» ، عباسقلى خان سپهر مؤلف كتاب «الطراز المذهب‏» (10) ، كه در تكمیل «ناسخ التواریخ‏» بوده ویك جلد آن مربوط به حضرت زینب علیها السلام است و مرحوم سید محسن امین در «اعیان الشیعه‏» (11) را نام برد. 
در صورت امكان دلایل هر یك از این بزرگان را به صورت اختصار بیان كنید و اگر نقدى بر مطالب آن‏ها دارید ارائه بفرمایید. 
براى هر یك از این سه احتمال دلائلى ذكرشده است كه پس از بیان هر یك، به نقد و بررسى آن‏ها خواهیم پرداخت . 
الف: احتمال مصر 
براى این احتمال دلایل زیر بیان شده است: 
دلیل اول: 
نسابه عبیدلى در كتاب «اخبار الزینبات‏» 6 روایت نقل كرده است كه بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب علیها السلام درمصر دفن شده باشد. این روایات را عینا و بدون ترجمه نقل مى‏كنیم: 
1- حدثنا زهران بن مالك قال سمعت عبدالله بن عبدالرحمن العتبى یقول حدثنى موسى بن سلمة عن الفضل بن سهل عن على بن موسى قال اخبرنى قاسم بن عبدالرزاق و على بن احمد الباهلى قالا: اخبرنا مصعب بن عبدالله قال كانت زینب بنت على و هى بالمدینة تالب الناس على القیام باخذ ثار الحسین و خلع یزید، بلغ ذالك اهل المدینة فخطبت فیهم زینب و صارت تولبهم على القیام للاخذ بالثار، فبلغ ذلك عمرو بن سعید فكتب الى یزید یعلمه بالخبر فكتب الیه ان فرق بینها و بینهم فامران ینادى علیها بالخروج من المدینة و الاقامة حیث تشاء فقالت: قد علم الله ما صار الینا، قتل خیرنا و انسقنا كما تساق الانعام و حملنا على الاقتاب فو الله لاخرجنا و ان اهریقت دماؤنا. 
فقالت لها زینب بنت عقیل با ابنة عماه قد صدقنا الله وعده و اورثنا الارض نتبوء منها حیث نشاء فطیبى نفسا و قرى عینا و سیجزى الله الظالمین، اتریدین بعد هذا هوانا، ارحلى الى بلد امن، ثم اجتمع علیها نساء بنى هاشم و تلطفن معها فى الكلام و واسینها. 
2- و بالاسناد المذكور مرفوعا الى عبیدالله بن ابى رافع قال سمعت محمدا اباالقاسم بن على یقول: 
لما قدمت زینب بنت على من الشام الى المدینة مع النساء و الصبیان ثارت فتنه بینها و بین عمروبن سعید الاشدق والى المدینه من قبل یزید، فكتب الى یزید یشیر علیه بنقلها من المدینة، فكتب له بذلك فجهزها هى و من اراد السفر معها من نساء بنى هاشم الى مصر فقدمتها لایام بقیت من رجب . 
3- حدثنى ابى عن ابیه عن جدى عن محمد ابن عبدالله عن جعفر بن محمد الصادق عن ابیه عن الحسن بن الحسن قال: 
لما خرجت عمتى زینب من المدینه خرج معها من نساء بنى هاشم فاطمة ابنة عمى الحسین و اختها سكینة . 
4- و حدثنى ابى قال: روینا بالاسناد المرفوع الى على بن محمد بن عبدالله قال: 
لما دخلت مصرفى سنة 145 سمعت عسامة المعافرى یقول: حدثنى عبدالملك بن سعید الانصارى قال حدثنى وهب بن سعید الاوسى عن عبدالله بن عبدالرحمن الانصارى قال: رایت زینب بنت على علیهما السلام بمصر بعد قدومها بایام فوالله ما رایت مثلها و وجهها كانه شقة قمر. 
5- و بالسند المرفوع الى رقیة بنت عقبة بن نافع الفهرى قالت كنت فیمن استقبل زینب بنت على علیهما السلام لما قدمت مصر بعد المصیبة، فتقدم الیها مسلمة بن مخلد و عبدالله بن الحارث و ابوعمیرة المزنى فعزاها مسلمة و بكى فبكت و بكى الحاضرون و قالت هذا ماوعد الرحمن و صدق المرسلون ثم احتملها الى داره بالحمراء، فاقامت‏به احد عشر شهرا و خمسة عشر یوما و توفیت و شهدت جنازتها و صلى علیها مسلمة بن مخلد فى جمع بالجامع و رجعوا بها فدفنوها بالحمراء بمخدعها من الدار بوصیتها. 
6- حدثنى اسماعیل بن محمدالبصرى - عابد مصر و نزیلها - قال حدثنى حمزة المكفوف قال اخبرنى الشریف ابوعبدالله القرشى قال سمعت هند بنت ابى رافع بن عبیدالله بن رقیة بنت عقبة بن نافع الفهرى تقول: 
توفیت زینب بنت على علیهما السلام عشیة یوم الاحد لخمسة عشر یوما مضت من رجب سنة 62 من الهجرة و شهدت جنازتها و دفنت‏بمخدعها بدار مسلمة المستجدة بالحمراء القصوى حیث‏بساتین عبدالله بن عبدالرحمن بن عوف الزهرى. (12) 
نقد و بررسى 
این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده كتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشكالاتى را براین احادیث وارد كرده است كه به اختصار بیان مى‏گردد: 
بررسى روایات از نظر سند 
1- اكثر راویانى كه عبیدلى این روایات را از آنان نقل كرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در كتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیاوردیم. اینان عبارتند از: 
زهران بن مالك - عبدالله بن عبدالرحمن العتبى - على بن احمد الباهلى - قاسم بن عبدالرزاق - محمد بن عبدالله - على بن محمد بن عبدالله - عسامة المعافرى - عبدالملك بن سعید الانصارى - وهب بن سعید الاوسى - اسماعیل بن محمد البصرى - حمزة المكفوف . 
با آنكه سیوطى شرح حال تابعان و محدثان و راویان و مورخان قدیم و جدید مصر را نوشته است، اما شرح حال هیچكدام از این چند نفر كه یاد كردیم در كتاب وى نیامده است. و چون وضع اینان بر ما مجهول است، طبعا روایتشان نیز فاقد اعتبار خواهد بود. از این گذشته سند روایت دوم به مصعب بن عبدالله بن مصعب بن ثابت زبیرى (متوفى 233) مى‏رسد كه از یك خانواده مخالف و دشمن سرسخت اهل بیت‏بوده و دشمنى این خانواده با على علیه السلام و خاندان او در میان مورخان و دانشمندان ما مشهور و امر مسلمى است، بنابر این روایت چنین شخصى نمى‏تواند قابل اعتماد و استناد باشد. 
بررسى مفاد روایات 
مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشكال تاریخى نیست. مثلا روایت مصعب حاكى از این است كه عبدالله بن زبیر در مكه قیام كرد و مردم را به خونخواهى حسین علیه السلام دعوت نمود. در حالى كه دعوت وى به خونخواهى حسین علیه السلام در هیچ یك از تواریخ نقل نشده است، بلكه آنچه مسلم است این است كه عبدالله بن زبیر مردم را به خلافت‏خود دعوت كرد. 
از طرف دیگر، پس از حادثه كربلا یزید در مدینه چندان نفوذ و قدرتى نداشت كه بتواند حضرت زینب علیها السلام را مجبور به هجرت از این شهر بكند، بلكه بر عكس پس از فاجعه كربلا و رسوا شدن حكومت‏یزید، وى از آزار و اذیت‏خاندان امام حسین علیه السلام پرهیز مى‏كرد تا اسباب بدنامى بیشترى فراهم نشود .چنانكه در جریان شورش مردم مدینه على بن الحسین علیهما السلام و خاندان علوى از تعرض مصون ماندند. 
علاوه بر این‏ها چند تناقض دیگر نیز در این روایات به چشم مى‏خورد كه نشان مى‏دهد احتمالا جعل و تحریف در این روایات وجود دارد از آن جمله: 
1. روایت اول حاكى است كه حضرت زینب قسم یاد كرد مدینه را ترك نكند ولى روایات دیگر مى‏گوید: او از مدینه هجرت كرد و به مصر رفت; یعنى سوگند خود را نقض كرد. آیا این معنى از حضرت زینب باور كردنى است؟ 
2. روایت دوم حاكى است كه حضرت زینب علیها السلام چند روز به آخر ذیحجه مانده وارد مصر شد و روایت پنجم مى‏گوید: حضرت زینب علیها السلام پس از یازده ماه و پانزده روز اقامت در مصر درگذشت. بر این اساس وفات آن بانوى بزرگ باید در ذیقعده سال بعد رخ داده باشد در حالى كه روایت‏ششم حاكى است كه او در رجب سال 62 وفات یافته است و با هم سازگار نیستند. 
3. چنانكه ملاحظه مى‏شود روایت‏سوم از امام صادق علیه السلام نقل شده است و آن حضرت از پدرش امام باقر علیه السلام و او از حسن بن الحسن نقل كرده است. در حالى كه مى‏دانیم حضرت باقر علیه السلام در كربلا حضور داشته است و قطعا موقع خروج حضرت زینب از مدینه شاهد قضیه بوده است. بنابراین معنى ندارد كه حسن بن حسن این موضوع را بشنود ولى حضرت باقر و پدرش على بن الحسین علیهما السلام بزرگ خاندان هاشمى در آن زمان از قضیه بى‏خبر باشند و امام باقر علیه السلام آن را از حسن بن الحسین علیهما السلام روایت كند. از این گذشته این روایت فقط حاكى از خروج حضرت زینب از مدینه است اما از رفتن او به مصر سخنى به میان نیاورده است، بنابراین ارتباطى به موضوع ندارد. 
4. راوى روایت چهارم یعنى عبدالرحمن انصارى مى‏گوید: «زینب را چند روز پس از ورود به مصر دیدم، صورت او مثل پاره ماه بود. » این معنى هرگز با حیاء و حجاب حضرت زینب سازگار نیست و ما مى‏دانیم كه حضرت زینب حتى در دوران اسارت وسختى، نمونه اعلاى حیاء و پوشش و عفت‏بوده است .بنابراین چگونه ممكن است او با چنین وضعى در برابر بیگانگان حاضر شود؟ 
5. طبق روایت پنجم، وقتى كه حضرت زینب علیها السلام وارد مصر شد مسلمة بن مخلد به استقبال او رفت و به او تسلیت گفت وگریه كردو حضرت زینب را به خانه‏اش برد و پس از وفات حضرت زینب علیها السلام در تشییع جنازه او حاضرشد و بر او نماز خواند واو را در همان خانه به خاك سپرد. در حالى كه به گواهى تاریخ، مسلمة بن مخلد انصارى یكى از بزرگترین هواداران بنى امیه و از آغاز جوانى از دشمنان سرسخت امیرمؤمنان علیه السلام بود و با آن حضرت بیعت نكرد و به شام فرار كرد و با معاویه به جنگ با على علیه السلام رفت. معاویة بن ابى سفیان، مسلمه و دوستش معاویة بن خدیج را كه در مصر بودند دعوت كرد كه در خونخواهى عثمان شركت كنند. آن دو دعوت وى را اجابت كردند و به او نامه نوشتند كه سپاه خود را هر چه زودتربه به مصر بفرست، ما تو را یارى مى‏كنیم. آنگاه معاویه عمروعاص را با شش هزار نفر به آنجا فرستاد. مسلمه پس از مرگ معاویة بن ابى سفیان براى پسر او یزید از مردم مصر بیعت گرفت. معاویة بن خدیج دوست و همكار مسلمه همان كسى است كه محمد بن ابى‏بكر نماینده على علیه السلام در مصر را به قتل رساند و سپس جنازه او را در شكم الاغى قرارداد و آن را آتش زد. با این تفاصیل چگونه باور كردنى است كه چنین شخصى از حضرت زینب علیها السلام استقبال و پذیرایى كند؟ و چگونه قابل قبول است كه حضرت زینب علیه السلام به خانه چنین شخصى برود؟ و چگونه ممكن است كه در مدت اقامت‏حضرت زینب در مصر، هیچ كس از بنى‏هاشم و علویان به دیدار او نرود و كسى در بیمارى از او عیادت نكند و كار به جایى بكشد كه پس از مرگش نیز عنصر پلیدى مثل مسلمه بر جنازه او نماز بخواند؟ 
در پایان این قسمت این نكته را نیز یادآورى مى‏كنیم كه روایت پنجم از «رقیة‏» دختر «عقبة بن نافع‏» نقل شده است و مى‏دانیم كه پدر وى از كاسه لیسان معاویه و یزید بود و یزید او را به حكمرانى آفریقا منصوب كرد. وضع خود رقیه نیز برما مجهول است ، بنابراین روایتى كه تنها او نقل كرده قابل اعتماد نمى‏باشد. (13) 
دلیل دوم: 
، شیخ حسن عدوى خمراوى (16) و شعرانى به یكى از عرفاى قدیم مصر به نام «على خواص‏» برمى گردد و همه از او به «سیدى على خواص‏» یاد مى‏كنند. نقل مى‏كنند كه سید على خواص گفته است كه «حضرت زینب علیها السلام در این مكان (قناطر السباع مصر) دفن شده است و من به زیارت او مى‏روم.» علماء مصر بسیار بر این نكته تكیه مى‏كنند كه ما به آنجا رفته و متوسل شده‏ایم و حاجتمان برآورده شده است. پس اینجا واقعا قبر حضرت زینب علیها السلام است. 
نقد و بررسى: 
از اینكه انسان در جایى به یكى از بزرگان متوسل شود و حاجتش برآورده شود اثبات نمى‏شود كه قبر آن بزرگوار نیز در آنجاست، مثلا رسول خدا صلى الله علیه و آله در مدینه مدفون است و ما در ایران به او متوسل مى‏شویم و حاجتمان برآورده مى‏شود در حالى كه یقینا قبر رسول خدا در ایران نیست. 
اشكالات دیگر 
1- صاحب كتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام مى‏گوید: 
براساس نوشته كتاب‏هاى تاریخى مصر، خلفاى فاطمى روزهاى عید و متبرك به زیارتگاه‏ها مى‏رفتند، ولى یك نفر از این مورخان ننوشته‏اند كه در فلان روز به زیارت قبرحضرت زینب علیها السلام رفته‏اند، در حالى كه فاطمى بودند و اگر قبر حضرت زینب علیهما السلام آنجا بود حتما مى‏رفتند. (17) 
2- موضوع دفن حضرت زینب علیها السلام دختر على در مصر تنها از دو نفر از مورخین نقل شده است: 
1- ابن عساكر 
2- ابن طولون، در حالى كه ابن عساكر در تاریخ خودش در جلد مربوط به شرح حال زنان، زندگى نامه حضرت زینب علیها السلام را نوشته است ولى در مورد تاریخ و محل در گذشت این بانوى بزرگوار كوچكترین مطلبى ندارد. 
مطلب منسوب به ابن طولون نیز در بى‏پایگى كمتر از مطالب منقول از ابن عساكر نیست. زیرا قاضى نورالدین عدوى شامى متوفى 1035 هجرى در كتاب «زیارات‏» نقل مى‏كند كه ابن طولون در كتاب «سیرة السیدة زینب‏» نوشته است كه مدفن عقیله زینب در قریه راویه در غوطه دمشق است. 
زینب مدفون در مصر كیست؟ 
اكنون این پرسش پیش مى‏آید كه اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى كه در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به كیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى كنیم كه از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مى‏گردد كه زینبى كه در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت‏یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا كه ذهن انسان با شنیدن نام مشترك بین چند نفر، متوجه مشهورترین آن‏ها مى‏گردد، بسیارى از مردم تصور كرده‏اند كه این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابى‏طالب علیهما السلام است (18) ، در حالى كه این تصور كاملا بى‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانكه امامان ما را پسر پیغمبر مى‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشكالى نخواهد داشت. 
ب: احتمال مدینه 
علامه فقید سید محسن امین معتقد است كه حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مى‏آورد كه: 
بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه كربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. 
این دلیل در واقع نوعى استصحاب است كه مرحوم امین به آن استناد كرده است . 
نقد و بررسى 
البته مقام علمى و تحقیقات و مطالعات ارزنده تاریخى علامه امین بر اهل فضل و مطالعه پوشیده نیست اما برخى از صاحب نظران، نظریه معظم له را نمى‏پذیرند و معتقدند كه: 
گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یك امر ممكن و كاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد كه خصوصیات و تفصیل آن‏ها در كتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت كه اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مى‏شد. در حالى كه در هیچ یك از كتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این كه نام زنانى همچون «ام البنین‏» كه در بقیع دفن شده‏اند در كتاب‏هایى مانند وفاء الوفاء منعكس شده است. 
مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مى‏نویسد: «حسن بن على در كنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاك سپرده شدو در این قبرستان تا این‏زمان سنگى است كه روى آن چنین نوشته شده است: 
«الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابى‏طالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» (19) 
و این نشان مى‏دهد كه قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مى‏شد. چنانكه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممكن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟ 
از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست كه بگوییم: بازگشت‏ حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاك سپرده شده است. (20) 
ج: احتمال شام 
طرفداران این نظریه مى‏گویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفت‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام كه مقدارى زمین زراعتى داشت‏سفركند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. (21) 
نقد و بررسى 
1- اینكه گفته شده است كه عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت‏سركشى یا بهره بردارى از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بى‏اساسى است. در هیچ یك از كتب تاریخى از چنین مزرعه‏اى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏اى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمى‏آورده است، بنابراین چگونه ممكن است داراى چنین مزرعه و قریه‏اى بوده باشد؟ 
2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏اى داشته، ممكن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود كه مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت. 
3- مدینه از شهرهاى مهمى است كه مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخ‏هاى متعددى نوشته‏اند. بعضى از این كتاب‏ها به حوادث مهمى كه در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و . .. پرداخته‏اند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این كتاب‏هاى تاریخى درباره آن بحث مى‏شد، در حالى كه چنین چیزى مطرح نشده است. 
نتیجه بحث 
پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب كبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه: 
احتمال مصر اشكالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏آید گرچه دو اشكال باقى مى‏ماند: 
یكى اینكه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است‏با اینكه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشكال دیگر اینكه بسیارى از مورخین نوشته‏اند: آنكه در شام دفن است «ام كلثوم‏» فرزند على علیه السلام است. (22) 
اشكال دوم را بدین صورت مى‏توان حل كرد كه منظور از «ام كلثوم‏» همان زینب كبرى علیها السلام است چنانكه در «سفرنامه ابن و «بلاغات النساء» ابن طیفور (24) به آن اشاره شده است، ولى مشكل اینجاست كه كسانى مثل ابن جبیر از این ام كلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب كبرى‏» تعبیر آورده ‏اند و در سنگ نوشته‏اى كه از خاك مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است كه: «هذا قبر زینب الصغرى المكناة بام كلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» (25) 
گرچه نتوان به یقین مشخص كرد كه قبر حضرت زینب علیها السلام در كجا واقع است ولى مى‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماكنى كه به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه‏» (26) مى‏باشند. این خانه‏ ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد - جاى ذكر و توجه به خدا و انسان‏سازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر كجا كه باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه‏هاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سروده‏اند كه: 
 
•    بعد از وفات تربت مادر زمین مجوى در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست 
•    در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست 
آرى مزار زینب علیها السلام در واقع دل‏هاى مردم عارف است و در هر نقطه‏اى كه مدفون باشد تمام زیارتگاه‏هاى منسوب به او مورد احترام است و محل استجابت دعا. 
از آنجا كه این گفت و گو به مناسبت وفات حضرت زینب علیها السلام ترتیب داده شده است و در این زمان منتشر مى‏شود، لطفا بفرمایید بزرگترین مصیبتى كه حضرت زینب علیها السلام دید كدام مصیبت‏بود؟ 
مصائب حضرت زینب علیها السلام خیلى زیاد بود و هر كدام از دیگرى مهم‏تر، ولى آنچه الان در نظر دارم و در مقاتل معتبر هم هست این چند مورد است: 
1- كسى كه در قتلگاه بوده نقل مى‏كند كه حضرت زینب علیها السلام در قتلگاه گریه‏اى كرد كه دوست و دشمن را گریاند. معلوم مى‏شود كه مصیبت‏بر او بسیار سخت‏بوده كه چنین گریه كرده است. 
2- در خطبه حضرت زینب علیها السلام در كاخ یزید جمله‏اى است كه مى‏توان از آن شدت مصیبت را درك كرد. در آنجا به یزید مى‏فرماید: 
تو اصلا چه كسى هستى كه من با تو حرف بزنم. تو قابل این حرف‏ها نیستى. اما چه كنم كه دلم به درد آمد . 
به نظر مى‏رسد كه در آنجا هم بر این بانوى بزرگوار بسیار گران و سخت‏بوده كه این حرف را زده است و الا اصلا یزید را قابل سخن گفتن نمى‏دانست و با او حرف نمى‏زد. 
________________________________________
1) الاتحاف بحب الاشرف، الشیخ عبدالله بن محمد الشبراوى، ص 93
2) نورالابصار، شبلنجى ، ص 183
3) الطبقات الكبرى المسماة بلواقح الانوار، شعرانى، ج 1 ص 27
4) مشارق الانوار فى فوز اهل الاعتبار، الشیخ حسن العدوى الخمراوى، قاهره، 1285 ه . ق.، ص 156. 
5) اخبار الزینبات، نسابه عبیدلى، ص 125- 122. 
6) هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353. 
7) خیرات حسان، محمد حسن خان، سنه 1304ه.، ج 2، ص 29. 
8) نزهة اهل الحرمین، السید حسن الصدر، ط مطبعة سرفراز الملیة فى لكنهو الهند، 1354ه. ص 39. 
9) هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353. 
10) الطراز المذهب، ص 485. 
11) اعیان الشیعه، سید محسن امین، چاپ بیروت، 10 جلدى، ج 7، صص 137- 141. 
12) اخبار الزینبات، نسابه عبیدلى، صص 115- 122. 
13) تخلیص از كتاب «مرقد العقلیة زینب‏» ص 83- 101. 
14) الاتحاف بحب الاشراف، شبراوى، ص 93. 
15) نورالابصار، شبلنجى ، ص 183. 
16) مشارق الانوار فى فوز اهل الاعتبار، الشیخ حسن العدوى الخمراوى، ص 156. 
17) مرقد العقلیه زینب علیها السلام، شیخ محمد حسنین سابقى، ص 45. 
18) اعیان الشیعه، ج 7، ص 142. 
19) التنبیه و الاشراف، ص 260، چاپ مصر. 
20) مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقى، ص 103 
21) خیرات حسان، محمد حسن خان، ص 29، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353; نزهة اهل الحرمین، سید حسن صدر، ص 39. 
22) رحلة ابن جبیر، داربیروت، ص 253، معجم البلدان یاقوت حموى، ج 3، ص 20; سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلى موحد، ج 1، ص 99. 
23) سفرنامه ابن بطوطه، ج 1. ص 99. 
24) بلاغات النساء، ابن طیفور، ص 23. در این كتاب وقتى مى‏خواهد ماجراى سخنرانى حضرت زینب را نقل كندمى نویسد: «ورایت ام كلثوم علیها السلام و لم ار خفرة والله انطق منها كانما تنطق و تفرغ على لسان امیرالمؤمنین علیه السلام‏» كه این عبارت مربوط به حضرت زینب است. 
25) سفرنامه حج، میرزا على‏خان امین الدوله صدراعظم، مقدمه كتاب، ص 3. 
26) نور/ 36.
   1396/1/23 09:14

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: