آنها که رفتند؛ آنها که ماندند!

آنها که رفتند؛ آنها که ماندند! 
 

قیام امام حسین(ع) از هر نظر، چراغ راه و الگوی مناسبی در طول تاریخ بوده است. یاران امام(ع) از دسته‌ها و گروه‌های مختلفی بوده‌اند و مطالعه عملکرد، شخصیت و آرا و نظرات آنها، پیش از پیوستن به نهضت حسینی و پس از آن، بسیار پندآموز است. همچنین است کسانی که مورد دعوت امام(ع) قرار گرفتند و آنها که مشفقانه یا منافقانه به امام(ع) هشدار دادند و او را از مسیر سعادت برحذر داشتند.
 
در بین این گروه‌های مختلف، سرگذشت دو دسته افراد جذاب‌تر و تامل‌برانگیز می‌نماید.
امام(ع) قبل از حرکت و خروج از مدینه و در تمام طول مسیر، افرادی را که با آنها مواجه می‌شد، به همراهی با خود فرامی‌خواند.
گروهی دعوت حضرتش را اجابت کردند و دسته دیگری مسیر مخالفت یا سکوت را برگزیدند.
در میان افرادی که به دعوت ایشان لبیک گفتند، نام دو نفر چون ستاره‌های پرنور می‌درخشد: «حر بن یزید ریاحی» و «زهیر بن قین بجلی».
«حر» راه را بر امام(ع) بست و کاروان حسینی را به کربلا کشاند. او در مقابل دعوت امام(ع) تا صبح عاشورا سکوت کرد اما آن هنگام که متوجه شد پای مرگ و زندگی امام(ع) در میان است،‌ به سوی حق برگشت و بلافاصله نیز پا به میدان گذاشت و به شهادت رسید.
«زهیر» از هواداران عثمان بود و وقتی با کاروان امام(ع) مواجه شد و مورد دعوت قرار گرفت، استنکاف کرد و اگر تشویق همسر مؤمنه‌اش نبود، اساسا سخن امام(ع) را نمی‌شنید.
زهیر عثمانی متحول شد و نام زهیر حسینی در تاریخ ماندگار شد.
در طرف دیگر، کسانی قرار گرفته‌اند که از سوی امام(ع) دعوت شدند و نپذیرفتند یا آن‌که مشروط پذیرفتند و حضرت را در نیمه راه تنها گذاشتند. اینان به آیندگان یادآور می‌شوند که لحظه‌ای تردید و تامل بی‌جا ممکن است فرد را از دستیابی به سعادت جاوید بازدارد. «عبیدالله بن حر جعفی» و «ضحاک بن عبدالله مشرقی» دو چهره شاخص این جریان هستند.
«عبیدالله بن حر جعفی» با سابقه طرفداری از عثمان، در منزگاه «قصر بنی مقاتل» مورد دعوت امام(ع) قرار گرفت ولی از همراهی امام(ع) سر باز زد و فقط حاضر شد اسب خود را به امام(ع) اهدا کند که مورد پذیرش قرار نگرفت. هم اوست که پس از واقعه کربلا می‌سراید: «فیالک حسره ما دمت حیا / تردد بین صدری و تراقی» (آه از حسرتی که تا زنده‌ام، میان سینه و گلویم در جریان است!)
«ضحاک بن عبدالله مشرقی» در میان راه به امام(ع) پیوسته و شرط کرده بود که تا آن حضرت یار و یاوری دارد، در کنار او باشد و وقتی تنها شد، بتواند او را ترک کند!
او کسی است که در میانه کارزار عاشورا و پس از شهادت گروهی از یاران،‌ با کسب اجازه از امام(ع)، آن حضرت را در میان دشمنان تنها گذاشت و گریخت!
آری، در همه زمان‌ها و با پیشینه نه‌چندان درخشان هم می‌توان حسینی شد. اما آنها که در لبیک به دعوت امامشان لحظه‌ای تردید به خود راه دهند، آه و حسرت همیشگی در دل‌هایشان باقی خواهد ماند.

دکتر محسن پرویز

 

   1395/7/17 11:40

ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: